محسن پرویز رئیس هیئت موسس انجمن قلم در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب‌‌ و ادبیات خبرگزاری فارس درباره برگزاری همایش نویسندگان و بیداری اسلامی توضیحاتی داد و گفت: این مهم در مجموعه برنامه‌های دبیرخانه بیداری اسلامی قرار گرفته و قرارشده برگزار شود.

وی درباره زمان برگزاری این همایش ابراز داشت: موضوع نشست نویسندگان در موضوع بیداری اسلامی در حال پیگیری است.

به گفته پرویز، عنوان این نشست «همایش نویسندگان جهان اسلام درباره بیداری اسلامی در کشورهای مسلمان» است، قصد داریم از نویسندگانی که نقشی در بیداری اسلامی دارند دعوت شود و شاهد برپایی همایش باشیم.

رئیس هیئت موسس انجمن قلم افزود: هدف از برگزاری این همایش آن است تا نویسندگانی که در حوزه بیداری اسلامی تلاش کرده و مطلب می‌نویسند را در کنار یکدیگر گردآورده و به تبادل نظر بپردازند.

وی درباره زمان برپایی این همایش خاطرنشان کرد: پیشنهاد ما برگزاری این همایش همزمان با روز قلم بود، اما طبیعتا باید این همایش با سایر برنامه‌های دبیرخانه کنفرانس بیداری اسلامی هماهنگ شود تا زمان مناسب شاهد برپایی «همایش نویسندگان جهان اسلام درباره بیداری اسلامی در کشورهای مسلمان» باشیم.

 

۹۰/۱۲/۰۳

شماره خبر: ۱۳۹۰۱۲۰۳۰۰۰۳۸۸

بازنشر در www.mohsenparviz.ir

حاشیه ی دیدار شش روز پیش!

| بدون نظر

در حالی که هیچ‌یک از خبرگزاری‌ها در گزارش خود از متن و حواشی مراسم اهدای جوایز بیست و نهمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در تاریخ نوزدهم بهمن‌ماه، صحبتی از جلسه مسؤولان فرهنگی با سفیران آلمان، ارمنستان و گرجستان (در حاشیه یا متن مراسم!) نکرده بودند، ناگهان در تاریخ بیست و پنج بهمن ۱۳۹۰ و شش روز پس از مراسم ، خبری در خصوص این دیدار، از سوی روابط عمومی معاونت امور فرهنگی منتشر شد. ابتدا به متن کامل خبر که طبق معمول، عینا در همه‌ی خبرگزاری‌های رسمی منتشر شده است، توجه کنید.

«بهمن دری، معاون امور فرهنگی وزیر ارشاد در دیدار با سفیران آلمان در حاشیه بیست و نهمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر استواری فرهنگ‌ها در برابر نگاه‌های سیاسی گفت: نباید اجازه دهیم برخوردهای سیاسی بر مسایل فرهنگی سایه بیندازد و غلبه کند. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا )، به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی، دری در این دیدار ضمن تأکید بر اهمیت جایزه کتاب سال در تعمیق روابط فرهنگی کشور‌ها افزود: معتقدیم جایزه جهانی کتاب سال به گسترش فرهنگ‌ها و تعمیق تضارب افکار و تعامل فرهنگی می‌انجامد و بر این باوریم که جایزه جهانی کتاب سال را باید بدون مرزبندی‌های سیاسی و با نگاه علمی و مبتنی بر ارزش‌های فرهنگی برگزار ‌کنیم. دری همچنین در این جلسه از سفیر آلمان خواست با از میان برداشتن موانع اداری و غیرضروری در برابر شرکت ناشران ایرانی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت، فضا را برای حضور پرشکوه، با اقتدار و یکپارچه ایران فراهم کند. وی در پایان افزود: بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران نیز ظرفیت تعامل فرهنگ‌های غنی جهان را با یکدیگر فراهم ساخته است.» (کد مطلب : ۱۲۹۸۹۱)

گاهی این گونه خبرسازی ها عوارضی دارد! مثلا:

۱.چندی پیش وزیر محترم، دلیل عدم حضور ایران در نمایشگاه فرانکفورت را صادر نشدن ویزا برای مسؤولان ایرانی شمرده بود. با این وصف و با در نظر گرفتن اصل عزت اسلامی و لزوم نمایش اقتدار جمهوری اسلامی در مقابل بیگانگان، اساسا دلیل دعوت از سفیر آلمان چه بوده است؟!

۲.آیا سخنان چند وقت پیش - که عدم حضور ایران در نمایشگاه فرانکفورت مؤثرتر از حضور خوانده شده بود- فراموش شده است؟!

۳.آیا بحث مقابله به مثل (در صورت صحت ادعای کارشکنی آلمان برای حضور ایرانی‌ها) به همین راحتی کنار گذاشته می‌شود؟!

۴.آیا بهتر نبود (به فرض صحت ادعای کارشکنی آلمانی‌ها) نسبت به این رفتار ایشان اعتراض می‌شد؟!

۵.آیا این که گفته شده بود خسارتی برای خالی ماندن غرفه پرداخت نخواهد شد، دراین دیدار مورد گفتگو قرار گرفت یا خیر؟!

۶.آیا سفیر آلمان هم در حاشیه‌ی(!) این دیدار حرفی زد یا فقط شنونده بود؟! اگر فقط شنید و چیزی نگفت که خیلی معنای بدی پیدا می کند. اگر هم حرفی زد، خوب بود در مورد آن هم اطلاع‌رسانی می‌شد.

۷.آیا در این دیدار فقط همین چند جمله گفته شد یا در متن دیدار حرفهای دیگری زده شد و در حاشیه‌اش این مطالب بیان شد؟!

۸.قاعدتا ممکن است یک خبرنگار کنجکاو پیدا شود و از سفیر آلمان در باره‌ی این دیدار(احتمالا محرمانه!) و صحبتهای حاشیه‌ی آن بپرسد. آن وقت ممکن است پاسخهای او هم چالش جدیدی ایجاد کند!

۹.اصولا دیدارهایی که بدون برنامه قبلی و بدون حضور دیگران با سیاسیون تبعه‌ی سایر کشورها انجام می‌شود و به مدت شش روز هم در باره‌ی آن اطلاع‌رسانی نمی شود، مورد علاقه‌ی برخی نهادها و برخی سایتها و بعضی روزنامه‌ها و بولتن‌هاست! باید منتظر ماند و دید که آنها چه می کنند و چه می نویسند!

 ۱۰.و بالاخره جای این سؤال باقی است که وقتی نهادهای نظارت و بازرسی و رسانه‌ها موضوع نمایشگاه فرانکفورت و آن افتضاح غیر قابل ماستمالی(!) را از یاد برده اند، چه ضرورتی به زنده کردن دوباره‌ی آن است؟!

۲۸/۱۱/۹۰ - « www.mohsenparviz.ir»

خودشان نمی گذارند!

| بدون نظر

لابد شما هم این لطیفه را شنیده اید:

فردی که مدتها به لطیفه گویی مشغول بود، در سفر مکه قصد کرد دست از این کار بردارد؛ پرده‌ی کعبه را گرفته بود و ضمن طلب مغفرت از خداوند، مشغول بستن عهد و پیمان با حضرت حق - جل و علا - بود که دید کسی به شانه‌اش می‌زند و می‌پرسد: «ببخشید آقا، می‌خواهم نماز بخوانم، شما نمی دانید قبله کدام طرفی است؟! » فرد تائب رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا تو شاهد باش که خودشان نمی‌گذارند؛ من که می‌خواستم دست بردارم، ولی ببین تقصیر من نیست، خودشان این طور می خواهند!»

راستش، در پی گرفتاری های فراوانِ کاری و نبود گوش شنوا و ناامیدی از تاثیرگذاری، و توصیه های برخی دوستان و عزیزانی که برای بعضی‌هایشان ارزش و احترام بسیار قائلم، عزمم را جزم کرده بودم تا آنجا که ممکن است در باره‌ی رخدادهای تاسف بار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ننویسم و دست کم تا زمانی که مورد سؤال خبرنگاران قرار نگرفته‌ام، چیزی نگویم.

ولی، خودشان نمی گذارند!

به هر حال به دلیل پیوند عمیقی که با حوزه‌ی فرهنگ دارم، نمی توانم اخبار این حوزه را تعقیب نکنم (و حرص و جوش نخورم!) و طبیعی است که در برابر اخبار دروغ، بزرگنمایی‌ها و گاه، سیاستگذاری های غلط و تخریب آنچه برای بنای آن زحمت کشیده شده است، نمی‌توان ساکت بود. خاصه آن که «خودشان نمی گذارند!»

از همه‌ی دوستانی که مشفقانه یا بنا به برخی درخواست‌ها خواهان سکوت هستند، پوزش می‌طلبم و مجبورم یادداشتهای کوتاه خود را ادامه بدهم؛ شاید مؤثر افتد و یا دست کم ادای وظیفه شده باشد. ضمنا خوب است آن دوستان به متولیان امر هم توصیه‌هایی بکنند و از ایشان بخواهند تا در کنار خانه‌ی خدا، نشانی قبله را نپرسند و زمینه‌ی چنین یادداشتهایی را فراهم نکنند.

۲۶/۱۱/۹۰ - « www.mohsenparviz.ir »

پس از پیروزی انقلاب اسلامی چنان تحول شگرفی در عرصه نشر و کتاب رخ داده است که به گفته معاون سابق فرهنگی وزیر ارشاد این دو زمان قابل مقایسه با یکدیگر نیست. به گفته وی در حالی که پیش از انقلاب ۹۰۰ عنوان کتاب در سال منتشر می شد، هم اکنون این تعداد به بیش از ۶۵ هزار عنوان رسیده است.دکتر محسن پرویز که علاوه بر سابقه تصدی سمت معاونت فرهنگی وزیر ارشاد از نویسندگان متعهد نیز به شمار می رود، در گفت وگویی با خراسان تحلیلی از وضعیت نشر و کتاب ارائه داد.

ما پس از انقلاب در عرصه های مختلف از جمله در زمینه های فرهنگی تحولات مهمی را در کشور شاهد بودیم که حوزه کتاب و چاپ و نشر نیز با این تحولات روبه رو بوده است. حال پرسش اصلی این است که آیا جایگاه ما پس از انقلاب در زمینه کتاب مناسب است و ما به آن چه انتظارش را داشتیم، رسیده ایم؟

راستش را بخواهید من از اساس مقایسه قبل و بعد از انقلاب را در عرصه کتاب و نشر نادرست می دانم و معتقدم این قیاس غیرمنطقی است. چون قبل از انقلاب چیزی در این عرصه وجود نداشت که حال بخواهیم با بعد از انقلاب مقایسه کنیم، در بهترین شرایط و در سال های اوج گیری پیروزی انقلاب (یعنی سال های ۵۶ و ۵۵)، ۹۰۰ عنوان کتاب در کشور منتشر می شد در حالی که اکنون در سال ۹۰ به گفته مسئولان وزارت ارشاد بیش از ۶۵ هزار عنوان کتاب منتشر شده است. شما نگاهی به این اعداد بیندازید در می یابید که اصلا این درصد قابل مقایسه نیست و حدود ۷۰ برابر به این ظرفیت افزوده شده است.

در مقایسه با قبل از انقلاب قطعا ما رشد خوبی داشتیم ولی در مقایسه با کشورهای همسایه از جمله کشورهای کوچک حوزه خلیج فارس که در سایر عرصه های فرهنگی به مراتب از آن ها جلوتر هستیم، چه وضعیتی داریم ؟

با همه انتقادهایی که در این زمینه به ما وارد است باز هم نمی توانیم خودمان را با کشورهای همسایه از جمله شیخ نشین های خلیج فارس مقایسه کنیم. این کشورها همین حالا در زمینه چاپ و نشر تقریبا در وضعیتی هستند که ما قبل از انقلاب آن شرایط را داشتیم. این کشورها نویسندگان زبده چندانی ندارند از این رو آثار قابل قبول و چشمگیری در این کشورها نوشته وچاپ نمی شود. از طرفی متولی معتبری هم در این زمینه ندارند.

این است که من مقایسه خودمان با کشورهای خلیج فارس را اصلا صحیح نمی دانم و اتفاقا آن را گمراه کننده تلقی می کنم. ما باید خود را با کشورهایی مقایسه کنیم که حرفی برای گفتن داشته باشند نه کشورهای خلیج فارس که ممکن است این مقایسه باعث غره شدن ما شود چون اشاره کردم آن ها حرفی برای گفتن ندارند. این امر دلیل هم دارد. حوزه کتاب به اندیشه برمی گردد که برآمده از نگاه آزاد اندیشانه، تحصیلات بالا، مطالعات عمیق و از همه مهم تر داشتن پیشینه عمیق فرهنگی است که جوامع عربی به طور عموم - به استثنای مصر و مغرب عربی- و به طور اخص کشورهای حوزه خلیج فارس از آن محروم اند. اما همسایگان دیگر ما مثل شبه قاره (هند و پاکستان) و ترکیه جایگاه به نسبت خوبی در زمینه چاپ و نشر دارند. اگر چه فاصله ما با آن ها چندان عمیق نیست و حتی گاهی ما از آن ها جلوتر هم هستیم.

همسایگان شمالی ما که قبلا زیر چتر شوروی قرار داشتند، به خصوص خود روسیه در عرصه کتاب و نشر حرف هایی برای گفتن دارند و در روسیه نویسندگان بزرگی پرورش می یابند که آثار مهم جهانی می نویسند و آمار مطالعه هم در جامعه روسیه بالاست.

بنابر این اگر مقایسه ای با همسایه های ما در این زمینه انجام شود، در می یابیم که ما پس از انقلاب شاهد یک جهش عمیق در عرصه کتاب بوده ایم.

همان طور که اشاره کردید قبل از انقلاب ۹۰۰ عنوان کتاب در کشور منتشر می شد و حالا این آمار به حدود ۷۰ هزار عنوان رسیده است که رشد فوق العاده کمی ما را در این زمینه نشان می دهد اما نکته ای که محل تامل است وضعیت کیفی این آثار منتشر شده است. چندی پیش معاون فرهنگی وزیر ارشاد اعتراف تلخ و تکان دهنده ای داشت مبنی بر این که فقط ۱۰ درصد از ۶۵ هزار عنوان کتاب منتشر شده قابل مطالعه است.با چنین وضعیتی آیا یکی از دلایل مهم پایین بودن میزان مطالعه در جامعه ما همین سطح پایین آثار از نظر کیفیت نیست؟

باید دقت کنید که مراجعه عموم به سوی کتاب ها معمولا بیش تر متوجه آثاری است که ما از آن ها به عنوان آثار عامه پسند یاد می کنیم؛ به خصوص در حوزه ادبیات که این اتفاق بیشتر رخ می دهد. در حالی که سیاست گذاری های ما در راستای ترویج مطالعه آثار فاخر است. طبیعی است که میزان مطالعه آثار فاخر به نسبت دیگر کتاب ها کمتر است و اگر هم مردم بخواهند به این سمت حرکت کنند، با یک شیب ملایم و روند آرام و تدریجی به این سو خواهند رفت به بیان دیگر یک شبه این سیاست گذاری ها به جواب نمی رسد.

اما به نظرم دلیل نگرانی مقام معظم رهبری و دیگر مسئولان کشور نسبت به پایین بودن میزان مطالعه در جامعه ما به این برمی گردد که این بزرگان به درستی معتقدند که جامعه ایران ظرفیت فرهنگی و معنوی خیلی بالایی دارد و جایگاه فعلی، متناسب با این توانمندی ها نیست که این نگران کننده است. البته منظور این نیست که جایگاه کنونی مطالعه خیلی نگران کننده است.

سخن یکی از مسئولان رده بالای فرهنگی کشور که شما هم به آن اشاره داشتید مبنی بر این که فقط ۱۰ درصد از کتاب های منتشر شده قابل مطالعه است، خیلی عجیب و دور از منطق است. واقعا اگر ۹۰ درصد آثار منتشر شده در کشور غیرقابل مطالعه و نامطلوب باشد، این نشان می دهد که مجموعه های نظارتی به وظیفه خود درست عمل نکرده اند. ولی من اصلا نمی توانم میزان ۹۰ درصد را بپذیرم. چون اولا در این حوزه درصدگیری انجام نشده است ، ثانیا این اعداد و ارقامی که ما اعلام می کنیم، بخش زیادی از آن، مربوط به حوزه های کتاب های درسی و دانشگاهی است؛ این کتاب ها در حوزه فرهنگ عمومی آثار تاثیرگذاری محسوب نمی شود.

اگر می خواهیم وارد بحث فرهنگ عمومی و کتاب خوانی شویم باید در محاسبه این آمار کتاب های تخصصی و آموزشی را کنار بگذاریم. مثلا اگر دانشگاهی کتابی را ترجمه و منتشر می کند، در حوزه فرهنگ محاسبه شود ولی در حوزه فرهنگ عمومی نباید محاسبه شود هر چند نباید فراموش کنیم که درصد بالایی از همین کتاب های آموزشی و دانشگاهی آثار ارزشمندی است و در ارتقای دانش کشور ما تاثیرگذار است. حتی کتاب های کمک درسی هم در کشور ما نسبت به گذشته خیلی بهتر شده است به خصوص این که رقابت سنگینی در این حوزه در راستای افزایش کیفیت وجود دارد. پس این کتاب ها که حدود یک سوم آثار منتشر شده کشور ما را در برمی گیرد، باید در سنجش ما کنار گذاشته شود.

سنجش ما باید در زمینه کتاب هایی باشد که در ارتقای فرهنگ عمومی موثر باشد که در این حوزه به نظر من بهترین شاخص برای سنجش کیفیت آثار، جشنواره کتاب سال است که وزارت ارشاد هر ساله برگزار می کند. کتاب هایی که در این جشنواره به مرحله نهایی راه می یابد توسط داورانی سنجیده می شود که کارشناسان خبره این حوزه ها هستند آمار کتاب هایی که به این مرحله راه می یابد و از حداقل هایی کیفی برخوردار است بالای ۵۰ درصد آثار ارسال شده به جشنواره است. حال چگونه می توان ادعا کرد که ۹۰ درصد از کتاب های ما قابل مطالعه نیست؟! من این حرف را اهانت به پدیدآورندگان حوزه کتاب می دانم. البته نمی توان این حقیقت را کتمان کرد که کتاب سازی در کشور به خصوص در حوزه کتاب های دینی، نسبت به سال های گذشته افزایش یافته است. در حالی که در دو سال اخیر در خیلی از حوزه ها درصد آثار منتشر شده، رشد منفی داشته است. اما در حوزه دین این آمار رشد داشته است و بیشترین کتاب سازی ها صورت گرفته است. کتاب هایی که بیشتر آنها مشابه و رونویسی از روی دیگری است.

به چه دلیل در حوزه کتاب های دینی با این وضعیت مواجه هستیم؟

به نظرم مهم ترین دلیل این امر، سیاست های تشویقی وزارت ارشاد بوده است. وقتی اعلام می شود که در این حوزه هر کتابی منتشر شود خریداری و از آن حمایت می کنیم، این سخن باعث تولید انبوه کتاب های نامفید در این حوزه می شود و آثار نازل افزایش می یابد. چون این سیاست گذاری را داشتیم تمرکز خودمان هم روی این کتاب ها بیشتر از دیگر حوزه هاست.

ممکن است وقتی این آثار نازل را مشاهده می کنیم آن را تعمیم بدهیم و بگوییم همه یا درصد بسیار بالایی از کتاب های منتشر شده نازل و غیرقابل مطالعه است.

مثال دیگری ذکر کنم. طی سال های اخیر شاهد هستیم که مقام معظم رهبری هر سال را به اسمی نام گذاری می کنند که بلافاصله پس از آن، انبوه کتاب سازی ها در این حوزه انجام می شود. یک ماه بعد از نوروز مشاهده می شود کتابی ۴۰۰صفحه ای درباره جهاد اقتصادی تالیف شده است درحالی که همه می دانیم کتاب نوشتن آن هم در این موضوعات به این سادگی ها امکان پذیر نیست. دلیل وقوع این اتفاقات هم اعلام حمایت هاست؛ متاسفانه این حمایت ها به شکل عام هم هست، یعنی گفته نمی شود، از کتاب های فاخر حمایت می کنیم، گفته می شود هر کتابی که با این موضوع نوشته شود مورد حمایت ماست؛ همین باعث سوق یافتن افراد به سوی نگارش این کتاب ها می شود.

البته من بر این نکته تاکید کنم که این روند فقط مربوط به یکی، دو سال اخیر نیست. در هر دوره ای آثار متعددی مورد حمایت قرار گرفته است و در این دوره نیز از کتاب های دینی به طور عام تر حمایت می شود. درحالی که به اعتقاد من به حوزه دین باید دقت مضاعفی شود چون این کتاب ها تاثیر عمیقی بر جامعه می گذارد.

 یکی از رویدادهای مهم در کشورمان در حوزه کتاب برپایی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران است. این نمایشگاه هر سال میلیون ها بازدیدکننده دارد که میلیاردها تومان هم کتاب می خرند. حتی گفته می شود این تعداد بازدیدکننده و رونق نمایشگاه، در دنیا بی نظیر است. آیا می توان نمایشگاه کتاب تهران را از افتخارات جمهوری اسلامی ایران در عرصه کتاب و پیوند مردم با این کالای فرهنگی تلقی کرد؟

می تواند این طور باشد. اگر از این زاویه نگاه کنیم که انبوه مردم از این نمایشگاه بازدید می کنند و با آخرین آثار چاپ شده در کشور آشنا می شوند، این نمایشگاه فرصت ارزشمندی است و افتخار جمهوری اسلامی محسوب می شود. اما از سویی باید دانست که این امر نشان دهنده آن نیز هست که سیستم های توزیع کتاب در کشور ما دچار ضعف ها و خلاء هایی است که باید برطرف شود.

مسئولان وزارت ارشاد اعلام کرده اند از نمایشگاه کتاب امسال که اردیبهشت ماه برگزار شد مردم حدود ۱۷۰میلیارد تومان کتاب خریدند که رقم قابل توجهی است و نشان می دهد مردم ایران برخلاف تصور ما خیلی هم با کتاب بیگانه نیستند. نظر شما چیست؟

نه من به این رقم چندان اعتماد ندارم و آن را محل تامل می دانم.این رقم به نظر من ابهام دارد؛ ببینید سال گذشته حدود ۶۰۰میلیارد تومان در کشور، کتاب منتشر شده است.گردش مالی چاپ و نشر کتاب در کشور هر سال حدود ۶۰۰تا ۸۰۰میلیارد تومان است. حال اگر از رقم ۶۰۰میلیارد که آمار سال ۸۹ بود فقط ۱۷۰میلیارد در نمایشگاه تهران به فروش رسیده باشد یعنی یک سوم کتاب های منتشر شده ما (حدود ۳۳درصد) به فروش رسیده است که غیرمنطقی به نظر می رسد. تجربه نشان داده حدود ۱۵درصد نشر داخلی در نمایشگاه کتاب به فروش می رسد یا قرار مبادله برای آن گذاشته می شود؛ پس این عدد باید زیر۱۰۰میلیارد باشد (حدود ۸۵ میلیارد تومان). این که بخش مهمی از مبادلات نشر کتاب داخلی ما وابسته به نمایشگاه کتاب تهران است، درست است. که بخشی از آن مربوط به خرید مستقیم مردم است و بخشی هم مربوط به قراردادهایی است که در نمایشگاه منعقد می شود این ۱۵درصد هر دو دسته را دربرمی گیرد.

بهتر است مثالی بزنم تا بحث روشن تر شود ناشران بزرگی در کشور فعال اند که حدود ۸میلیارد تومان و بیشتر، در سال، گردش مالی دارند. این ناشران در نمایشگاه کتاب همیشه غرفه های بزرگ و پرازدحامی دارند و مدام در حال خرید و فروش هستند.من با برخی از این ناشران ارتباط مستقیم دارم. یکی از ناشران عنوان کرد که در نمایشگاه کتاب حدود ۳۰۰میلیون فروش داشته است ( ۳۰۰ میلیون از هشت میلیارد تومان!) می بینید که اختلاف ارقام واقعی با ادعاها بسیار زیاد است. طبق آمار، بیشترین فروش در نمایشگاه کتاب تهران که مربوط به ناشران بزرگ و معتبر کشور است، بین ۵۰۰تا ۶۰۰میلیون تومان است که در بهترین شرایط، حدود ۱۵ تا ۲۰درصد گردش مالی شان در این نمایشگاه اتفاق می افتد. از این رو است که می گویم این آمار و ارقام محل تامل و درنگ است و نفی و اثبات آن به سادگی ممکن نیست. اگر یک سوم آثار منتشر شده در نمایشگاه کتاب به فروش می رسید، وضعیت بهتر از آن چیزی بود که امروز هست. البته اگر از ایشان بپرسید احتمالا بحث کتابهای خارجی و نظایر آن را هم مطرح می کنند تا راه برای توجیه باز شود!

خراسان - مورخ شنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۵ شماره انتشار ۱۸۰۴۶
نویسنده: رضوانی نیا


بازنشر در «  www.mohsenparviz.ir »: ۲۴/۱۱/۹۰


سخنگوی انجمن قلم ایران شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال را مهمتر از دوره‌های گذشته توصیف کرد و گفت: هر قدر این راهپیمایی باشکوهتر از دوره‌های قبل برگزار شود، چالش‌های بعدی نظام کمتر خواهد شد.

محسن پرویز در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به اهمیت برگزاری راهپیمایی ۲۲ بهمن، گفت: هر ساله شاهد هجمه‌ای فرهنگی و رسانه‌ای از سوی دشمنان مردم و انقلاب و کشورهای متخاصم علیه این راهپیمایی به وجود می‌آید که همین نشان‌دهنده اهمیت این رویداد است.

سخنگوی انجمن قلم ایران افزود: آنها در ابتدا تلاش می‌کنند مردم را از حضور در راهپیمایی بازدارند و بعد هم می‌کوشند حضور گسترده مردم را کمرنگ جلوه دهند و نتیجه‌گیری کنند که انقلاب ما تضعیف شده است، غافل از اینکه راهپیمایی ۲۲ بهمن هر ساله به آیین زیبای تجدید بیعت با آرمان‌های امام (ره) و انقلاب اسلامی تبدیل می‌شود.

معاون سابق امور فرهنگی وزارت ارشاد اضافه کرد: دیدیم حتی بعد از جریان‌های سال ۸۸، راهپیمایی ۲۲ بهمن در همان سال با شکوه زاید‌الوصف و حضور گسترده مردم، تضعیف روحیه دشمنان انقلاب را در پی داشت.

محسن پرویز شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال را مهمتر از دوره‌های گذشته و پاسخی به فراخوان مقام معظم رهبری و تجدید بیعت با آرمان‌های امام خمینی (ره) توصیف کرد و گفت: هر ایرانی که به این مرز و بوم علاقه داشته باشد، بر این مسئله وقوف دارد که هر قدر راهپیمایی امسال ۲۲ بهمن باشکوهتر از دوره‌های قبل برگزار شود، چالش‌های بعدی نظام کمتر خواهد شد.

این نویسنده همچنین با اشاره به در پیش بودن انتخابات مجلس شورای اسلامی افزود: انتخابات همیشه در نظام اسلامی، عرصه‌ای سالم برای رقابت سیاسی بوده است چرا که بر اساس آموزه‌های انقلاب اسلامی، نامزدی در انتخابات به معنای آماده شدن برای مسئولیتی خطیر است نه رسیدن به پست و مقامی ویژه.

وی گفت: من مطمئنم در این دوره هم شاهد نمایشی از دمکراسی از نوع مردمسالاری دینی خواهیم بود و با این حال اختلاب سلایق امری پذیرفته شده و طبیعی است. بدیهی است دشمنان می‌خواهند از این فرصت هم سوء استفاده‌هایی بکنند و می‌بینیم که از همین حالا به اختلافات دامن می‌زنند.

پرویز تاکید کرد: ما دو راه بیشتر پیش رو نداریم؛ یا اینکه این نوع دمکراسی را تعطیل کنیم و به آرای عمومی برای انتخاب متصدیان امور رجوع نکنیم که البته این مسئله با اساس نظام سازگاری ندارد. راه دوم این است که کسانی که وارد عرصه انتخابات می‌شوند، به این مسئله مهم توجه داشته باشند که این عرصه فقط عرصه خدمتگزاری است و نباید اختلاف سلایق به دعوا بکشد.

سخنگوی انجمن قلم ایران افزود: اگر با این نگاه به استقبال انتخابات برویم، کاندیداها و هوادارانشان تلاش نمی‌کنند تا از هر طریق به قدرت برسند بلکه خود زمینه را برای انتخاب اصلح فراهم می‌کنند.

وی با رجوع به مسئله حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن گفت: خوشبختانه خدا این توفیق را به من داده تا بتوانم هر سال در این راهپیمایی حضور داشته باشم و وقتی جوانان و کسانی را در این عرصه می‌بینم که به هیچ وجه سنشان قد نمی‌دهد انقلاب را تجربه کرده باشند، امید به تضمین و بیمه انقلاب بیش از پیش در دل مسئولان زنده می‌شود.

پرویز در پایان تاکید کرد: آنها (جوانان) جایی که پای اساس انقلاب و نظام در میان است، حاضر به کوچکترین مسامحه‌ای نخواهند شد و حضور در راهپیمایی‌هایی اینگونه، حداقل کاری است که انجام می‌دهند و اگر صحنه‌های خطیرتری به وجود بیاید، باز هم همانند دوران انقلاب و دفاع مقدس جانشان را بر کف دست خواهند گذاشت و در عرصه نبرد حاضر می‌شوند.

 

 

 


نشست «بررسی چگونگی تأثیر انقلاب اسلامی بر حوزه شعر و داستان»، روز گذشته (سه‌شنبه، ۱۸ بهمن‌ماه) در انتشارات سروش برگزار شد.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، محسن پرویز در این نشست با اشاره به رشد شعر و بخصوص داستان و خاطره‌نویسی در دوره بعد از انقلاب اسلامی، خاطرنشان کرد: در این‌که انقلاب اسلامی باعث تعالی نویسندگان در حوزه‌های شعر و داستان شده، تردیدی نیست. همچنین تعداد زیاد آثاری که بعد از انقلاب نوشته شده، دلیلش تأثیر انقلاب در مضامین شعر و داستان بوده است.

پرویز با اشاره به انقلاب اسلامی و ایجاد تحول در حجم آثار و مضامین شعر و داستان، عنوان کرد: در سال‌های پس از انقلاب، به دلیل آغاز جنگ تحمیلی هشت‌ساله در یک برهه زمانی طولانی به خاطر سایه سنگین دفاع مقدس بر سایر رخدادها، نویسندگان و شاعران به جای این‌که به حوزه انقلاب اسلامی نیز بپردازند، مشغول نوشتن در حوزه دفاع مقدس بودند و از نظر حجم آثار در حوزه انقلاب، هنوز به آن جایگاهی که می‌خواهیم، نرسیده‌ایم.

این نویسنده ادامه داد: سال ۷۸ مقاله‌ای نوشتم ودر آن بررسی کردم ‌که چه مقداری آثار قبل از انقلاب منتشر شده و چه تعدادی بعد از انقلاب. آیا این اختلاف تعداد در گذر زمان عادی است یا یک جهش بزرگ و یک فضای جدید و اتفاقی نوست.

پرویز در ادامه گفت: تقریبا در حوزه شعر و داستان کودک و نوجوان، آن‌چه که قبل از انقلاب بوده، بسیار محدود است. همچنین در حوزه داستان بزرگسالان، به چند عرصه انحصاری محدود بودیم و آثار ایرانیان هم در خارج شناخته نشده بود و مثلا فقط «بوف کور» صادق هدایت توسط کارمند سفارت فرانسه در ایران ( روژه لسکو) در خارج از کشور منتشر شد. این تنها اثر ایرانی در حوزه داستان بزرگسال است که در آن مقطع زمانی در خارج از کشور ترجمه شد که البته اثری بسیار فاخر نیست؛ بلکه به خاطر این‌که توسط یک فرانسوی به خارج برده شد و سبک سورئالیسم هم در آنجا داشت مطرح می شد، به آن بها دادند.

او سپس متذکر شد: در حال حاضر در حوزه داستان بزرگسال، بسیار عقبیم؛ اما نویسندگان بسیاری داریم که رشد و بالندگی را پشت سر گذاشته و توانایی آموزش‌های با کیفیت بالا را در این زمینه دارند.

محسن پرویز در بخش دیگری از سخنانش گفت: اگر نگاه دقیق‌تری به حوزه ادبیات، بخصوص داستان، بکنیم، قبل از انقلاب، تعدادی از داستان نویسان، آثارشان ماندگاری چندانی نداشت و در واقع، صرفا پاورقی نویس بودند. کسانی هم که از آنها به عنوان پیشکسوتان حوزه ادبیات در آن دوره یاد می شود، عمدتا داستان کوتاه می‌نوشتند. مثلا تنها مورد داستان بلند صادق هدایت، بوف کوراست که آن هم تحت تأثیر مسائل سیاسی به آن بها داده شد. تبلیغات سیاسی درباره این اثر بسیار زیاد بود و متأسفانه روشنفکران ما نیز تحت تأثیر این تبلیغات قرار گرفتند. جامعه ایران هم به دلیل شرایط سیاسی پذیرای این موضوع بود.

او افزود: کسان دیگری که در کنار صادق هدایت به عنوان پیشکسوت مطرح بودند، افرادی بودند مانند محمدعلی جمالزاده، صادق چوبک و جلال آل احمد. در ایام دهه پنجاه، کسان دیگری هم بودند که به طور جدی در حوزه شعر و داستان کار می‌کردند، مثل نادر ابراهیمی که در آستانه انقلاب، کارهای مناسبی از نظر حجم کار و ماندگاری اثر انجام داد.

پرویز با اشاره به آثار ابتدای انقلاب، اظهار کرد: در مقطع بعد از انقلاب، کسانی که به صورت حرفه‌یی مطلب می‌نوشتند و به عنوان نویسنده شناخته شده بودند، دل در گرو انقلاب اسلامی نداشتند و آثارشان بیش‌تر طعنه‌ای بر انقلاب بود و یا پاورقی نویس بودند. البته نویسندگان متعهدی چون محمود حکیمی و محمدرضا سرشارهم بودند. اما رفته رفته با گذشت سال‌های ابتدایی بعد از انقلاب، نوعی احساس غیرت انقلابی که در بعضی از جوانان وجود داشت، باعث شد قلم به دست بگیرند و وارد این وادی شوند.

او با اشاره به افرادی که تنها به فکر فعالیت هنری خودشان نبودند، گفت: افرادی چون امیرحسین فردی در آن زمان بودند که صرفا مشغول فعالیت هنری خود نبودند و به امر آموزش و امور اجرایی هم اشتغال داشتند. امثال آقای فردی در آثاری که منتشر کردند، شور انقلاب دیده می‌شود؛ مثل «سیاه چمن» و یا «آشیانه در مه». اگر انقلاب رخ نداده بود، افرادی که در آن زمان سن و سال زیادی نداشتند و به این حوزه پیوستند، نمی‌توانستند وارد جرگه شاعران و نویسندگان شوند.

 

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران


کد خبر: ۹۰۱۱-۱۱۵۷۵


تهران/۱۱/۱۱/۹۰: معاون سابق فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه گرایش به داستان کوتاه در سالهای اخیر در کشور کمرنگ شده است، افزود : توجه به محتوا و دوری از فرم زدگی می تواند این گونه ادبی را از وضعیت رکود خارج کند.  

 

به گزارش ایرنا ، 'محسن پرویز' توجه به داستان کوتاه را ضروری خواند و گفت: داستان کوتاه در کشور ما ریشه‌ای دیرینه دارد، بسیاری از حکایات در آثار کلاسیک ما را می‌توان داستان کوتاه محسوب کرد؛ اما رمان قالبی است که متعلق به خود ما نیست و از غرب وارد شده، به همین دلیل باید به داستان کوتاه توجه ویژه‌ای داشته باشیم.

پرویز درباره روند رشد داستان کوتاه در ایران عنوان کرد: بعد از انقلاب شاهد خلق آثار خوب و ارزشمندی بودیم و این روند با شتاب خوبی ادامه داشت، اما بعد از مدتی این شتاب کند شد و گرایش به داستان کوتاه در کشور کمرنگ شد.

وی ادامه داد: توجه به محتوا و دوری از فرم‌زدگی یکی از مواردی است که می‌تواند داستان کوتاه را از وضعیت رکود خارج کند و باعث شود مردم دوباره به سمت آن بازگردند. این همایش باید بتواند با رویکردی نو و با بررسی این موضوعات به رشد و پیشرفت دوباره داستان کوتاه در ایران کمک کند.

 

بازنشر در « www.mohsenparviz.ir  »: ۱۶/۱۱/۹۰


محسن پرویز، نایب رئیس و سخنگوی انجمن قلم ایران در گفتگو با خبرنگار حوزه ادب و هنر باشگاه خبرنگاران درخصوص علل پیوستن ایران به قانون جهانی کپی رایت گفت: قانون حقوق مولف و ناشر "کپی رایت" در کشور ما دارای دو جنبه است که یک جنبه آن مربوط به روابط ناشران و مولفان با یکدیگر در داخل کشور و جنبه دیگر آن نیز مربوط به روابط ناشران و مولفان داخلی با همتایان خود در خارج از کشور می‌شود.

وی ادامه داد: این قانون در داخل کشور و بین ناشران و نویسندگان ایرانی برقرار است و هیچ فردی مجاز به انتشار اثری بدون اجازه و مجوز کتبی از ناشر و یا نویسنده اثر نیست، اما قانون جهانی کپی رایت در کشور ما به دلیل عدم پذیرش کنوانسیون ها برقرار نیست.

سخنگوی انجمن قلم ایران تصریح کرد: عدم رعایت این قانون در کشور ما به معنای آن است که همانطور که ما می‌توانیم بدون اجازه کتبی اقدام به ترجمه و انتشار آثار کشورهای دیگر کنیم، کشورهای دیگر نیز مجازند بدون انعقاد قرارداد و پرداخت هزینه به چاپ و انتشار آثار علمی و ادبی ما دست بزنند.

پرویز درخصوص علل موافقت و یا مخالفت برخی از افراد برای پیوستن کشورمان به معاهده جهانی کپی رایت اظهار داشت: موافقان پیوستن به این قانون بیشتر کتاب های هنری و ادبی را مد نظر قرار می‌دهند و معتقدند که پذیرش این قانون موجب ایجاد اعتبار بیشتر و جلب اعتماد افراد خارجی و در نتیجه کسب اعتبار بیشتر می‌شود.
وی ادامه داد: منتقدان به پذیرش و اجرای این قانون در کشور نیز به این نکته که پذیرش این قانون موجب محرومیت ما از ترجمه و انتشار بخش عظیمی از آثار علمی می‌شود، اشاره کرده و به دلیل محرومیت جامعه ی علمی از آثار مهم جهانی و ضررهای مادی ناشی از آن با این مسئله مخالفت می‌کنند.

پرویز عنوان کرد: فواید پیوستن به قانون جهانی کپی رایت بیشتر در حوزه ی آثار عمومی و ادبی است و به اعتقاد من هنوز کشور ما شرایط لازم را برای پیوستن به این قانون، به دلیل ضررهای مالی و معنوی که ناشی از پیوستن به آن می‌شود، ندارد.
وی خاطرنشان کرد: پیوستن به قانون جهانی کپی رایت نیازمند یک برنامه ریزی دقیق است و در یک پروسه زمان مشخص قابل انجام است.

تاریخ انتشار در باشگاه خبرنگاران: ۱۳۹۰/۱۰/۱۹

باز نشر در www.mohsenparviz.ir

 

قیمت کتاب و بهای کاغذ

| بدون نظر

اظهار نظرهای نسنجیده ای که شش ماه بعد فراموش می شود

آیا رکود بازار (هر نوع کالایی) جای تفاخر است یا رونق توام با ثبات قیمت؟

 

۲۸ فروردین ماه ۱۳۹۰ :

 ایرنا و ایبنا به نقل از روابط عمومی معاونت امور فرهنگی وزارت ارشاد/

 'بهمن دری' در دیدار با هیات رزمندگان اسلام گفت: وقتی اعلام کردیم که با هدفمند شدن یارانه‌ها قیمت کتاب سیر طبیعی خود را طی خواهد کرد و قیمت کاغذ افزایش نخواهد یافت، عده‌ای خرده گرفتند اما حتی با گذشت یک ماه از سال جدید می‌بینیم که بازار کاغذ با رکود مواجه و قیمت آن از بهای قبل از عید نیز کمتر شده است.

(کد مطلب در ایبنا : ۱۰۱۵۹۸ / تاریخ: ۲۸ فروردین ۱۳۹۰  )

 

چندماه بعد /  ۲۷ دی ۱۳۹۰

درّی در پاسخ به مهر:  اجازه نخواهیم داد گرانی کاغذ لطمه‌ای به فضای نشر وارد کند  

معاون امور فرهنگی وزیر ارشاد گفت: وزارت ارشاد با همکاری اتحادیه‌های حوزه چاپ و نشر اجازه نخواهد داد مسئله گرانی کاغذ، لطمه زیادی به فضای نشر وارد کند.

بهمن دری همچنین در جواب به سوال دیگر خبرنگار مهر، درباره برنامه‌های وزارت ارشاد برای جلوگیری از روند نگران‌کننده تعطیلی چاپخانه‌ها و موسسات انتشاراتی و نیز کنترل قیمت کتاب در پی افزایش ناگهانی بهای کاغذ طی ماه‌های اخیر، ابتدا گفت: ما هم این تاثیر را مشاهده کرده‌ایم و آماری هم داریم که نشان می‌دهد این تاثیر با شیب ملایمی ادامه دارد.

وی افزود: قطعاً وزارت ارشاد با اقداماتی که با همکاری اتحادیه‌ها انجام می‌دهد، اجازه نخواهد داد این مسئله زیاد لطمه‌ای به فضای نشر وارد کند. ضمن اینکه معمولاً هر سال تورم ۱۰ تا ۱۵ درصد رشد دارد و امسال هم نسبت به سال قبل تورم بین ۱۳ تا ۱۴ درصد رشد کرده بود.

معاون امور فرهنگی وزیر ارشاد اضافه کرد: اما اگر این روند طبیعی افزایش تورم به شکلی غیرطبیعی درآید و ادامه پیدا کند، ما جلوی آسیب وارد شدن به حوزه نشر را می‌گیریم.

***

و اما آیا قیمت کاغذ مطابق تورم افزایش یافته است ( ۱۳ تا ۱۴ درصدی که ادعا شده است) ؟ چرا این تورم در آغاز سال باعث گرانی نشده بود؟ آیا صحبتهای فروردین ماه فراموش شده است؟ آیا افزایش نرخ کالاهای وارداتی تابع نرخ تورم است یا متاثر از قیمت ارزی که بی رویه افزایش می یابد و هنوز تاثیر خود را بر تورم نگذاشته است؟

براساس آن‌چه دست اندرکاران بازار می گویند، قیمت هر بند انواع کاغذ تحریر،حدود سیزده تا پانزده هزار تومان ( بیش از چهل درصد) افزایش یافته است و دلیل احتمالی آن، افزایش غیر رسمی قیمت دلار بوده است.

حال باید دید با کدام ابزار کنترلی، وزارت ارشاد جلوی لطمه به حوزه نشر را می گیرد؟!

www.mohsenparviz.ir

یک پاسخ و یک توضیح

| 1 نظر

پیرو درجِ یادداشتی با عنوان «آیا راه حلی جز طرح مسائل در رسانه ها نیست؟» یکی از همکاران سابق اینجانب، لازم دیده‌است توضیحات دقیق‌تری در موردِ جابه‌جایی خویش ارائه کند. از آنجا که مدّتی از درج مطلبِ اصلی می‌گذرد و ممکن است توضیحات ایشان به‌قدر کافی مورد مطالعه مراجعه‌کنندگان به پایگاه قرار نگیرد، به احترام ایشان، متن روایتِ دقیق از نحوه جابه‌جایی و توضیحات اینجانب، در صفحه اصلی قرار می‌گیرد:

 

برادر ارجمندم جناب دکتر پرویزعزیز.

زمان زیادی است که توفیق مصاحبت با شما را از دست داده ام امیدوارم همچون گذشته سلامت وبرقرار باشید.در فرمایشاتتان جایی به این بنده کمترین اشاره ای داشته اید که فارغ از همه مطالب پیشین وپسین فقط میخواهم برای روشن شدن موضوع به آن اشاره کنم.بنده معزول نشدم بلکه به دلایلی (که جای پرداختن به آن اینجانیست)فضا را برای تداوم فعالیت مناسب وهمراه ندیدم ودر سه نوبت (اواسط فروردین-بلافاصله بعد از نمایشگاه - اواسط مرداد)وبصورت مکتوب وباتوجه به اینکه ماموریت سالانه بنده در اسفند به پایان رسیده بود به معاونت فرهنگی اعلام کردم که پایان ماموریت بنده رااعلام کندکه تاشهریور به طول انجامید وخداراشکر عوامل تشدیدکننده دیگری باعث شد تا بالاخره تصمیم گیری انجام شود.بعد از آن هم مسئولیتهای متعددی درداخل وخارج از وزارتخانه وخارج ازکشور پیشنهاد شدکه فعلا دراین سمت خدمتگزارم.

عزتتان مستدام.

احسان الله حجتی

---------------------------------------------------------------------------------------------------

جناب آقای حجتی

 سلامٌ علیکم،

همان‌گونه که فرموده‌اید سلب توفیقِ دیدارِ حضوری موجب شد تا در جریان دقیق نحوه خروج جنابعالی از موسسه نباشم. از سوی دیگر نمی‌خواستم با نقل روایاتی که شنیده می‌شد، موجبات تکدّر خاطر را فراهم آورم. به هر روی، اگر به‌کار گیری واژه‌های «معزول»، و یا، «برکنارشده»،  اسباب ناراحتی شد، پوزش می‌طلبم. اگرچه به نظر اینجانب، بسا «عزل»هایی که افتخار آمیزتر از «نصب» باشد. گاهی استعفا به شانه‌خالی‌کردن از زیربار مسئولیت تعبیر می‌شود و افتخارآمیز نیست. دستِ‌کم حقیر، همان‌قدر (و شاید بیش از آنکه) به منصوب‌شدن در دولت نُهم توسط آقای صفّارهرندی افتخار می‌کنم، از معزول شدن به دست وزیر بعدی خرسندم؛ خاصّه آنکه عزل، در پیِ «خوب ‌خواندن بیست و سومین نمایشگاه کتاب توسط مقام معظم رهبری» صورت پذیرفت!


نظر های اخیر

  • e.a.hojjati : برادر عزیزم جناب دکتر پرویز باسلام مجدد وتشکر از اظهار ادامه
  • e.a.hojjati : برادر ارجمندم جناب دکتر پرویزعزیز. زمان زیادی است که توفیق ادامه
  • یکی از اعضاء انجمن قلم : سلام جناب آقای دکتر. نمیدانم دستور جدید آقای دری را ادامه
  • نامشخص : یک مصاحبه هفته پیش از شما در مهر کار شده ادامه
  • مدیر پایگاه : سلام‌علیکم جناب هنرجوی گرامی. از لطفتان متشکرم. ادامه
  • فعال فرهنگی : بسیار ممنون از اینکه حرفهایی را در صفحه تان منعکس ادامه
  • ناشناس : با سلام وخسته نباشید نکته به نکته مطالب سایت را ادامه
  • وبلاگ شخصی ... : عرض سلام و ادب و ارادت آقای دکتر پرویز عزیز. ادامه
  • مدیر پایگاه : لینک تصحیح شد. ادامه
  • علی : استاد لینک اشتباه است و دوباره فایل جلسه ۱ و۲ ادامه
             
   

دیگران نوشته‌اند