مراسم
اهدای جوایز سومین جایزه جلال آلاحمد، شب گذشته با حاشیههایی همراه بود
که نویسنده تقدیری این جایزه در انتقادی صریح، عدم صدور مجوز چاپ کتاب
بعدیاش را «طنز روزگار» دانست.

به گزارش خبرگزاری
فارس، آیین اهدای جوایز سومین جایزه جلال آلاحمد، پس از دوبار تغییر زمان
برگزاری، عاقبت شامگاه یکشنبه (دیشب) در تالار وحدت برگزار شد و نفرات
تقدیری این جشنواره، جایزههای خود را از دست وزیر ارشاد و معاون فرهنگی وی
دریافت کردند.
اما این مراسم با حاشیههای متعددی همراه بود که خبرنگار فارس تلاش کرد این حاشیهها را براساس ترتیب تاریخی تنظیم کند.
* طبق اعلام خانه کتاب به رسانهها قرار بود این مراسم رأس ساعت ۱۸ در تالار وحدت آغاز شود و دو ساعت بعد پایان یابد، اما نه تنها با ۲۰ دقیقه تأخیر آغاز شد، بلکه تقریباً با همین تأخیر نیز به پایان رسید. به نظر میرسید دلیل آغاز دیرهنگام جلسه، نیامدن وزیر ارشاد باشد که سرانجام در ساعت ۱۸ و ۳۰ دقیقه خودش را به مراسم رساند.
* در حالی که معمولاً سیدمحمد سادات اخوی برای اجرای برنامههای خانه کتاب دعوت میشود، این بار اما مجری برنامههای تخصصی شبکه چهارم سیما، اجرای برنامه را برعهده داشت که البته به جز یک مورد که سیدمحمد حسینی را «وزیر محبوب» خطاب کرد، جمله اضافه از نوع متملقانه نداشت.
* وقتی بهمن دری، معاون فرهنگی وزیر ارشاد پشت تریبون قرار گرفت، معلوم شد که او قرار است متنی را از رو بخواند. اتفاقاً دری در جاهایی با دستاندازهایی هم روبرو میشد که نشان میداد طبق معمول، یکی دیگر آن متن را برای جناب معاون نوشته است. البته او گفت که میخواسته «چیزکی» درباره کتاب «غربزدگی» جلال بنویسد که گویا فرصت نکرده است.
* یحیی طالبیان، قائم مقام وزیر در امور شعر که در ردیف سوم نشسته بود، با اصرار یکی از مدیران اجرایی خانه کتاب حاضر نشد به ردیف اول برود. حتی وقتی شجاعی صایین تلاش کرد او را در کنار خود بنشاند، طالبیان به همراهی او تن نداد و تا آخر مراسم، بدون آنکه سخنی بگوید، در همان ردیف سوم نشست. شاید اگر قرار بود او به ردیف اول برود، باید بین محمدرضا سرشار (دبیر پیشین جایزه جلال) و مجید حمیدزاده (دبیر فعلی جایزه) مینشست.
* سخنان بهمن دری به گونهای پاسخ به رسانهها درباره انحلال بنیاد ادبیات داستانی بود. او یک بار هم گفت که میتواند ۱۰ ـ ۲۰ نویسنده نام ببرد که از نویسندگان اروپایی و آمریکایی قویترند، اما نباید فعالیتهای داستانی در کشور ما به بنیادها محدود شود.
* در حالی که جلال آلاحمد با داستانهایش نزد عامه مردم شناخته میشود، اما وقتی دو نماهنگ (کلیپ) به صورت میانبرنامه و دو نمایش زنده و البته صامت با پلیبک (لبخوانی) علی احمدی، کارگردان برنامه تلویزیونی «شاخه طوبی» پخش یا اجرا میشد، دیده شد که همه اینها یک جور بازخوانی و نمایشی بر مبنای کتاب «غربزدگی» جلال است.
* لبخوانی علی احمدی بسیار ضعیف است و گاهی حتی بدون آنکه کلمهای از دهان او خارج شود، آن کلمه از بلندگوهای سالن شنیده میشد. نمایش صامت «غربزدگی» با پنج ـ شش بازیگر تئاتر و دکلمه علی احمدی، خستهکننده و ملالآور به نظر میرسید.
* پرحاشیهترین ماجرای این مراسم البته متعلق به سخنرانی هفت دقیقهای صادق کرمیار، نویسندهای است که در ادامه برنامه قرار بود مورد تقدیر قرار گیرد و رمان «نامیرا»ی وی جایزه بگیرد. او با ذکر خاطرهای از عمران صلاحی، درد نویسندگان ایرانی از بیپشت و پناهی و عدم حمایتهای دولتی را بازگو کرد و گفت که نمیخواسته در این مراسم حاضر شود، چون قبلاً جایزهاش را برای این کتاب گرفته و حالا به احترام دوستانش آمده است. او گفت که جالب است که من امشب اینجا تقدیر میشوم، اما کتاب بعدیام در ارشاد مانده و مجوز نگرفته است. بعد هم این پارادوکس را «طنز روزگار» خواند و به صندلی خود بازگشت. جالبتر اینکه بلافاصله بعد از برگشتن او به میان جمع، فراخوانده شد و از سالن بیرون رفت. حمیدزاده هم برای دقایقی از همان در از سالن خارج شد.
* در حالی که نتایج جایزه جلال، چند روز قبل از مراسم اهدای جوایز لو رفته است، حمیدزاده، دبیر جایزه تلاش کرد به توجیه برگزیده نداشتن جشنواره و ندادن جایزه ۱۱۰ سکهای آن بپردازد. او در دفاع از داوریها گفت که دو مدل در این کار رایج است؛ یکی هرکه زودتر به خط پایان رسید، طلا بگیرد و دوم اینکه هرکس توانست به حد نصاب برسد، دارای رتبه شود که هیأت داوران جایزه، روش دوم را برگزیدهاند.
حمیدزاده در سخنانش یک مژده هم داد و آن اینکه وزیر و معاونش قول دادهاند که ضوابط برای دادن این جایزه ارزشمند مالی دوباره بررسی شود. نمیدانم آیا بررسی ضوابط هم نوعی «نوید» و خبر خوش است که در دوره تصدیگری بهمن دری در معاونت فرهنگی در همه سخنرانیها و نشستها داده میشود یا خیر!
* هرچند سخنرانی وزیر، کمی طولانی به نظر میرسید، اما اشاره او به پیشرفتهای ایران در عرصههای گوناگون و ضرورت توجه به حرکتهای پیشروی فرهنگی، موضوع خوبی بود که از سوی او انتخاب شد. البته، سیدمحمد حسینی یک جای سخنرانیاش به موفقیت کاروان ورزشی ایران در گوانگژو هم اشاره کرد و این موفقیت و بالندگی را به ورزشکاران ایرانی تبریک گفت.
* سختگیری یکی از بانوان حراست تالار وحدت نسبت به فعالیت عکاسان، گاهی موجب بگومگو در سالن میشد؛ چون او دائماً تلاش میکرد عکاسان را از صحنه دور کند و اجازه ندهد آنها به کار خود بپردازند. البته محمود عبدالحسینی، عکاس پیشکسوت دفاع مقدس ـ که حضور و عکاسی او در این مراسم، عجیب به نظر میرسید ـ از این قاعده مستثنی است و همین قضیه موجب گلایه عکاسان دیگر بود.
* جمعیت حاضر در تالار وحدت، تا نیمه دوم مراسم بسیار کم است و حتی آنها یک سوم صندلیهای تالار را پر نکردهاند، اما رفته رفته بر تعداد حضار افزوده شد و تقریباً تا پایان، نیمی از تالار را در اختیار گرفتند.

اما این مراسم با حاشیههای متعددی همراه بود که خبرنگار فارس تلاش کرد این حاشیهها را براساس ترتیب تاریخی تنظیم کند.
* طبق اعلام خانه کتاب به رسانهها قرار بود این مراسم رأس ساعت ۱۸ در تالار وحدت آغاز شود و دو ساعت بعد پایان یابد، اما نه تنها با ۲۰ دقیقه تأخیر آغاز شد، بلکه تقریباً با همین تأخیر نیز به پایان رسید. به نظر میرسید دلیل آغاز دیرهنگام جلسه، نیامدن وزیر ارشاد باشد که سرانجام در ساعت ۱۸ و ۳۰ دقیقه خودش را به مراسم رساند.
* در حالی که معمولاً سیدمحمد سادات اخوی برای اجرای برنامههای خانه کتاب دعوت میشود، این بار اما مجری برنامههای تخصصی شبکه چهارم سیما، اجرای برنامه را برعهده داشت که البته به جز یک مورد که سیدمحمد حسینی را «وزیر محبوب» خطاب کرد، جمله اضافه از نوع متملقانه نداشت.
* وقتی بهمن دری، معاون فرهنگی وزیر ارشاد پشت تریبون قرار گرفت، معلوم شد که او قرار است متنی را از رو بخواند. اتفاقاً دری در جاهایی با دستاندازهایی هم روبرو میشد که نشان میداد طبق معمول، یکی دیگر آن متن را برای جناب معاون نوشته است. البته او گفت که میخواسته «چیزکی» درباره کتاب «غربزدگی» جلال بنویسد که گویا فرصت نکرده است.
* یحیی طالبیان، قائم مقام وزیر در امور شعر که در ردیف سوم نشسته بود، با اصرار یکی از مدیران اجرایی خانه کتاب حاضر نشد به ردیف اول برود. حتی وقتی شجاعی صایین تلاش کرد او را در کنار خود بنشاند، طالبیان به همراهی او تن نداد و تا آخر مراسم، بدون آنکه سخنی بگوید، در همان ردیف سوم نشست. شاید اگر قرار بود او به ردیف اول برود، باید بین محمدرضا سرشار (دبیر پیشین جایزه جلال) و مجید حمیدزاده (دبیر فعلی جایزه) مینشست.
* سخنان بهمن دری به گونهای پاسخ به رسانهها درباره انحلال بنیاد ادبیات داستانی بود. او یک بار هم گفت که میتواند ۱۰ ـ ۲۰ نویسنده نام ببرد که از نویسندگان اروپایی و آمریکایی قویترند، اما نباید فعالیتهای داستانی در کشور ما به بنیادها محدود شود.
* در حالی که جلال آلاحمد با داستانهایش نزد عامه مردم شناخته میشود، اما وقتی دو نماهنگ (کلیپ) به صورت میانبرنامه و دو نمایش زنده و البته صامت با پلیبک (لبخوانی) علی احمدی، کارگردان برنامه تلویزیونی «شاخه طوبی» پخش یا اجرا میشد، دیده شد که همه اینها یک جور بازخوانی و نمایشی بر مبنای کتاب «غربزدگی» جلال است.
* لبخوانی علی احمدی بسیار ضعیف است و گاهی حتی بدون آنکه کلمهای از دهان او خارج شود، آن کلمه از بلندگوهای سالن شنیده میشد. نمایش صامت «غربزدگی» با پنج ـ شش بازیگر تئاتر و دکلمه علی احمدی، خستهکننده و ملالآور به نظر میرسید.
* پرحاشیهترین ماجرای این مراسم البته متعلق به سخنرانی هفت دقیقهای صادق کرمیار، نویسندهای است که در ادامه برنامه قرار بود مورد تقدیر قرار گیرد و رمان «نامیرا»ی وی جایزه بگیرد. او با ذکر خاطرهای از عمران صلاحی، درد نویسندگان ایرانی از بیپشت و پناهی و عدم حمایتهای دولتی را بازگو کرد و گفت که نمیخواسته در این مراسم حاضر شود، چون قبلاً جایزهاش را برای این کتاب گرفته و حالا به احترام دوستانش آمده است. او گفت که جالب است که من امشب اینجا تقدیر میشوم، اما کتاب بعدیام در ارشاد مانده و مجوز نگرفته است. بعد هم این پارادوکس را «طنز روزگار» خواند و به صندلی خود بازگشت. جالبتر اینکه بلافاصله بعد از برگشتن او به میان جمع، فراخوانده شد و از سالن بیرون رفت. حمیدزاده هم برای دقایقی از همان در از سالن خارج شد.
* در حالی که نتایج جایزه جلال، چند روز قبل از مراسم اهدای جوایز لو رفته است، حمیدزاده، دبیر جایزه تلاش کرد به توجیه برگزیده نداشتن جشنواره و ندادن جایزه ۱۱۰ سکهای آن بپردازد. او در دفاع از داوریها گفت که دو مدل در این کار رایج است؛ یکی هرکه زودتر به خط پایان رسید، طلا بگیرد و دوم اینکه هرکس توانست به حد نصاب برسد، دارای رتبه شود که هیأت داوران جایزه، روش دوم را برگزیدهاند.
حمیدزاده در سخنانش یک مژده هم داد و آن اینکه وزیر و معاونش قول دادهاند که ضوابط برای دادن این جایزه ارزشمند مالی دوباره بررسی شود. نمیدانم آیا بررسی ضوابط هم نوعی «نوید» و خبر خوش است که در دوره تصدیگری بهمن دری در معاونت فرهنگی در همه سخنرانیها و نشستها داده میشود یا خیر!
* هرچند سخنرانی وزیر، کمی طولانی به نظر میرسید، اما اشاره او به پیشرفتهای ایران در عرصههای گوناگون و ضرورت توجه به حرکتهای پیشروی فرهنگی، موضوع خوبی بود که از سوی او انتخاب شد. البته، سیدمحمد حسینی یک جای سخنرانیاش به موفقیت کاروان ورزشی ایران در گوانگژو هم اشاره کرد و این موفقیت و بالندگی را به ورزشکاران ایرانی تبریک گفت.
* سختگیری یکی از بانوان حراست تالار وحدت نسبت به فعالیت عکاسان، گاهی موجب بگومگو در سالن میشد؛ چون او دائماً تلاش میکرد عکاسان را از صحنه دور کند و اجازه ندهد آنها به کار خود بپردازند. البته محمود عبدالحسینی، عکاس پیشکسوت دفاع مقدس ـ که حضور و عکاسی او در این مراسم، عجیب به نظر میرسید ـ از این قاعده مستثنی است و همین قضیه موجب گلایه عکاسان دیگر بود.
* جمعیت حاضر در تالار وحدت، تا نیمه دوم مراسم بسیار کم است و حتی آنها یک سوم صندلیهای تالار را پر نکردهاند، اما رفته رفته بر تعداد حضار افزوده شد و تقریباً تا پایان، نیمی از تالار را در اختیار گرفتند.
ارسال نظر