اخیرا در بخش خبرها و گفتگوها

نغمه دانش آشتیانی، هفته‌نامه پنجره، شماره ۱۳۲: محسن پرویز همان قدر که نامش با معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پیوند خورده است با نمایشگاه بین المللی کتاب تهران نیز نزدیکی بسیاری دارد؛ تا آن جا که پنج سال(دوره‌های نوزده تا بیست و سه) بر امور نمایشگاه کتاب، نظارت داشته است. یکی از ویژگهای بسیار مهم محسن پرویز خوش صحبتی است که به شکل گیری یک گفت و گو کمک می‌کند. با او به راحتی می‌شود کارنامه ربع قرن فعالیت نمایشگاه بین‌المللی کتاب را مرور کرد و از نقاط ضعف و قوت آن، از گذشته تا امروز، سخن گفت. برپایی بیست و پنجمین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب تهران که از ۱۳ تا ۲۳ اردیبهشت ماه در مصلای تهران برگزار می‌شود دلیل شکل‌گیری این گفت و گو است. به این امید که مطالب مطرح شده در آن به بهبود وضعیت نشر کشور و برپایی بهتر این نمایشگاه کمک کند.

نمایشگاه کتاب در حالی ۲۵ ساله می‌شود که در دو سال اخیر، شما معاون فرهنگی وزارت ارشاد نبوده‌اید؛ اما همچنان فکر می‌کنم یکی از افرادی هستید که می‌توان کارنامه و تاریخچه نمایشگاه را با او مرور کرد. نخستین دوره نمایشگاه سال ۱۳۶۶ و در وضعی برگزار شد که کشور درگیر جنگ بود. آیا واقعاً آن سالها ضرورت برپایی نمایشگاه بین‌المللی کتاب احساس می‌شد؟

نمایشگاه کتاب تهران در واقع در پاسخ به یک ضرورت راه‌اندازی شد و اگر تاریخچه ماجرا را بررسی کنید، می‌بینید که در دوره‌های اولیه بیشترین استقبال از بخش کتابهای خارجی و از سوی قشر دانشگاهی بود.

این افراد که برای تهیه کتابهای درسی مراجعه می‌کردند، در طول سالها باعث رونق نمایشگاه شدند. همچنین بخش دیگری از دانشگاهیان و حوزویان هم برای خرید کتابهای درسی به ناشران داخلی حاضر در نمایشگاه مراجعه می‌کردند. یکی دیگر از بخش‌های پررونق نمایشگاه که تا امروز هم رونق خود را حفظ کرده بخش کودک و نوجوان است. به هر حال در آن سالها تجربه ای در حال شکل‌گیری بود و اگر هم نقصی به چشم می‌خورد ناشی از بی تجربگی و مسائل مرتبط با حرکتی توأم با اصلاح بود.

اما نمایشگاه کتاب در گام‌های اول، حرکتی نوین بود که برای خیلی‌ها تعریف نشده بود و در اولویت برنامه‌های کلان کشور هم قرار نداشت.

برای این حوزه نوعی اولویت ایجاد شد تا کمک کار تهیه کتاب برای مراجعه کنندگان - که اکثر آنها هم قشر دانشگاهی بودند - باشد. نمایشگاه کتاب در آن سالها بیشتر در بخش خارجی کارکرد داشت و به همین دلیل هم در آن سالها اعتراض‌هایی از سوی ناشران داخلی صورت گرفت که وقتی نمونه یک کتاب را ناشر داخلی دارد، چرا باید نمونه خارجی آن بهتر و بیشتر فروخته شود. آنها این موضوع را لطمه‌ای به بازار نشر داخلی می‌دانستند.

اگر اشتباه نکنم، همین بحث‌ها و اعتراض‌ها به سیاست ثبت سفارش در نمایشگاه و تحویل کتاب در زمانی دیگر منجر شد.

در آن سالها قانونی گذاشته شد که اگر کتابی را هم ناشر داخلی و هم خارجی داشته باشند، خرید از ناشر داخلی در اولویت است و به همین منظور ثبت سفارش ایجاد شد که افراد در نمایشگاه خرید خود را ثبت می‌کردند و در زمان دیگری تحویل می‌گرفتند و در این فاصله مسأله مشابهت کتاب بررسی می‌شد. این شیوه مشکلاتی ایجاد کرد که به مرور، مسأله ثبت سفارش کتابهای خارجی به سمت تحویل در محل خرید رفت.

مشکلات بخش خارجی به همین موارد ختم نمی‌شد مراجعه کنندگان زیاد، ازدحام‌ها و تمام شدن کتابها هم بخشی از مسائل جانبی بود.

ناشران خارجی تعداد مشخصی کتاب برای نمایشگاه می‌آوردند. به همین دلیل بسیاری از کتابها در همان روزهای اول نمایشگاه تمام می‌شد و گاه بازار سیاه ایجاد می‌شد. مشکلاتی از این نوع تا نمایشگاه هجدهم وجود داشت و بعضا تا امروز هم باقی مانده است.

مشکلات بخش بین‌الملل به مرور برطرف شد؟

به نظرم از این مرحله گذر کرده و در بخش بین‌الملل به نقطه بهتری رسیده‌ایم. در حال حاضر بیشتر بازدیدها برای تهیه کتاب برای کتابخانه‌ها و آشنایی بیشتر با اتفاقات حوزه نشر است. ضمنا بخش فروش مستقیم ریالی گسترش یافته و رونق گرفته است.

اما هر قدر مراجعه کنندگان بخش خارجی نمایشگاه کم شدند، ازدحام در بخش ناشران داخلی بیشتر شد.

در بخش داخلی، ابتدا تعداد ناشران و کتابها زیاد نبود و اتفاقا با افزایش تعداد ناشران و کتابها مشکلاتی از نظر گنجایش فضا مطرح شد و فضای قبلی دیگر پاسخگو نبود.

افزایش روزافزون مراجعه کنندگان باعث معضلات ترافیکی در آن منطقه از شهر شده بود و هر قدر که جلو می‌رفتیم، ساختمانهای محل نمایشگاه بین‌المللی فرسوده تر می‌شدند.

بله یادم هست که از دوره‌های پانزدهم - شانزدهم دیگر باد و باران به سالن‌های نمایشگاه لطمه‌های جدی می‌زد و نمایشگاه در برابر آتش‌سوزی چندان امن نبود.

در نمایشگاه شانزدهم در پی یک بارندگی شدید دو سالن دچار آب گرفتگی شد ولی چون در آن سالها رسانه‌ها به تعداد این روزها نبود و نوعی مدیریت رسانه ها صورت می گرفت،بسیاری افراد از این مسائل مطلع نشدند. همچنین آتش سوزی در نمایشگاه مبل، چند روز مانده به نمایشگاه کتاب اتفاق افتاد که یک سالن را از دسترس خارج کرد. مجموعه این اتفاقات باعث شد اصرار برگزار کنندگان نمایشگاه کتاب از دوره شانزدهم بر این قرار گیرد که نمایشگاه به جای دیگری منتقل شود. در آن سالها اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران متولی بخش داخلی نمایشگاه بود و آنها با انعکاس این مشکل، مسأله جا به جایی را در منشورات نمایشگاه، مطرح کردند.

تعداد ناشران و کتابها و مراجعه کنندگان بالا رفت و فضای نمایشگاه ثابت ماند و روز به روز هم فرسوده‌تر شد.

نمایشگاه کتاب چه بخواهیم و چه نخواهیم بزرگترین رخداد فرهنگی کشور با بیشترین مراجعه کننده است. بعد از نمایشگاه بین المللی کتاب برزیل (ریودوژانیرو) نمایشگاه کتاب تهران بیشترین تعداد بازدید کننده را دارد و در مقایسه با نمایشگاه فرانکفورت که می‌گویند در طول برپایی ۱۸۰ هزار بازدید کننده دارد نمایشگاه ما با ۳ میلیون و نیم بازدید کننده رکوردار است.

به نظر می‌رسد نمایشگاه فرانکفورت تفاوت ساختاری با نمایشگاه تهران دارد همچنین زمان آن کوتاه‌تر است.

بله. طول دوره نمایشگاه فرانکفورت نصف نمایشگاه تهران است و به غیر از روزهای پایانی آن فروش کتاب در آن آزاد نیست. البته برخی کشورهای عربی و همسایه ی ما هم حتی با در نظر گرفتن نسبت جمعیتی، نمایشگاه‌های کتابی برگزار می‌کنند که در مقایسه با نمایشگاه کتاب تهران بازدید کننده کمتری دارند.

برگردیم به بحث مکان برپایی نمایشگاه کتاب آیا در همان سالها که مسأله تغییر مکان مطرح شد جایی مناسب‌تر از مصلی موجود نبود؟

تغییر مکان نمایشگاه به مصلی ناخواسته بود. محل قبلی نمایشگاه بین‌المللی به گونه‌ای بود که معضلات ترافیکی ایجاد می‌کرد. سالن‌ها متعدد و متفرق بود. مهندسی نمایشگاه بین‌المللی مربوط به دهه ۶۰ میلادی است ولی امروزه با پیشرفت در این حوزه در همه جای دنیا نمایشگاه‌ها در یک یا دو سالن بزرگ و متصل به هم برگزار می‌شود، نه در سالن‌های چند هزار متری متفرق. نکته مهم دیگر بحث ایمنی بود. بسیاری از آن سالنها در طول سال مورد استفاده قرار نمی‌گرفت و ایمنی کافی نداشت. در دوره نوزدهم، رئیس جمهوری با لحن شوخی خطاب به وزیر ارشاد اشاره کرد که سال دیگر اگر نمایشگاه جابجا نشود، ممکن است شما دیگر این جا نباشید. آقای احمدی نژاد در همان دوره شهرداری هم به این نتیجه رسیده بود که محل فعلی برای نمایشگاه‌های بزرگ مناسب نیست. البته هیچ محل مناسب و آماده‌ای در کل کشور نبود و ما چهار تا پنج مرکزی را که شاید می‌شد در آنها نمایشگاه کتاب برگزار کرد، بررسی کردیم.

غیر از گزینه‌هایی که این روزها مطرح می‌شوند مکان‌های دیگری بود که شما از آنها بازدید کرده باشید؟

حتی استادیوم آزادی را هم دیدیم که در آن بازدید، رئیس سازمان تربیت بدنی و وزیر ارشاد وقت هم حضور داشتند. در این باره صحبت شد که سازه‌های موقت در فضای باز احداث شود ولی در نهایت به این نتیجه رسیدیم که این مکان نمی‌تواند جایگزین نمایشگاه بین‌المللی کتاب باشد.

مگر شما به دنبال راه‌اندازی مکانی به عنوان نمایشگاه بین‌المللی کتاب بودید؟

اتفاقا ما اصلا به دنبال راه‌اندازی مکانی به عنوان نمایشگاه بین‌المللی کتاب نبودیم. به اعتقاد ما باید مکانی در حد استانداردهای جهانی با نام «نمایشگاه بین‌المللی» ایجاد می‌شد که ۱۰ روز هم در آن نمایشگاه بین‌المللی کتاب برگزار شود. در آن سال شهر آفتاب و شهر پرند را وعده دادند. در نتیجه ما به دنبال یک مکان موقتی برای دو سه سال می‌گشتیم.

منطقه شمال مصلی را که در محوطه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی واقع شده بررسی نکردید؟

آن منطقه به دلیل این که میان دو بزرگراه قرار دارد، جای مناسبی برای نمایشگاه است. چهار سال پیش،مکاتبات و پیگیریهایی در این زمینه انجام شد؛ ولی به دلیل این که آن منطقه در طرح گسترش مصلی است و در اختیار دولت و شهرداری نیست، آن گزینه منتفی است و برایم جای تعجب دارد که این روزها برخی دوستان می‌گویند قرار است آن جا نمایشگاه ساخته شود! آیا این اظهارنظرها از روی اختیار و دانش است یا این که گزارشهای غلط به آنها می‌رسد؟ همانطور که تاکید کردم ما به دنبال مکانی موقتی برای یک یا دو سال می‌گشتیم و در آن موقعیت مصلی بهترین گزینه بود نه این که کلا بهترین مکان باشد.

ماجرای شهر آفتاب و شهر پرند و باغ کتاب چیست؟

باغ کتاب طرحی بود که سالهای ۸۱-۸۲ در شورای کتاب شهرداری مطرح شد. باغ کتاب نیازهای حوزه کتاب در زمینه نمایشگاههای تخصصی کتاب، تشکیل دفتر ناشران و برپایی نشست‌های تخصصی را برطرف می‌کند و می‌تواند پاتوق اهالی فرهنگ باشد، ولی برای نمایشگاه بین‌المللی مناسب نیست. ما نیازمند ساخت مکانی به عنوان « محل دائمی نمایشگاههای بین‌المللی » هستیم که در چند روز از سال هم میزبان نمایشگاه کتاب باشد. در این زمینه دیگر بحث شهرداری و دولت فرقی ندارد و همه از بیت‌المال هزینه می‌شود. اگر بودجه‌ها متفرق است، بایدتجمیع شود و محلی برای نمایشگاههای بین‌المللی ساخته شود. هیچ عقل سلیمی جایز نمی‌داند که چند صد میلیارد تومان برای ساخت سازه‌هایی هزینه شود تا ۱۰ روز در آن نمایشگاهی دایر کنیم. نتیجه ی همه این مسائل این شده که هنوز نمایشگاههای بین‌المللی جای مناسبی ندارد. سال گذشته وزیر قاطعانه می‌گوید که دوره بعد نمایشگاه در مصلی نخواهد بود و آقای دری به نقل از رئیس جمهوری می‌گوید که دوره بعد نمایشگاه در جای دیگری خواهد بود، ولی می‌بینیم که امسال باز هم نمایشگاه کتاب در مصلی برگزار می‌شود و این مسائل باعث بی اعتمادی مردم به مسؤولان می‌شود.

مدیران نمایشگاه تأکید می‌کنند سازه‌های موقت نمایشگاه در برابر باد و باران مقاوم است!

من هم گزارش یکی از رسانه‌ها را خواندم که نوشته بود سازه‌های نمایشگاه در برابر باران اخیر تهران مقاوم بوده است. جای تعجب دارد! وقتی هنوز چادرها نصب نشده بود، چطور می‌توان گفت سازه مقاوم بوده است؟ وقتی چادری نصب نشده چطور می‌گوییم آب نشت نکرده است؟ این رپرتاژ آگهی است و این گونه گزارشها را به مسؤولان ارائه می‌دهند که باعث خطای در تصمیم گیری می شود. سازه ی موقت تا اندازه‌ای در برابر طوفان و باران مقاومت دارد و اگر بخواهیم ضریب اطمینان بالا برود، بایدهزینه‌ها را بالا برد که به صرفه نیست. نمایشگاه باید در سالنهای مسقف برگزار شود، نه سازه‌های موقت چادری! یک نفر یا یک رسانه باید این وعده‌ها را به مسؤولان یادآوری کند. اگر خاطرتان باشد رئیس آتش نشانی یک بار در گفت و گویی اعلام کرد که نهاد تحت امرش در برابر اتفاقات نمایشگاه کتاب مسؤولیتی بر عهده نمی‌گیرد که البته در سالهای بعد تکرار نشد و این ظن را به وجود آورد که طرح موضوع شاید به دلایل دیگری بوده است.

آقای پرویز! بحث مکان نمایشگاه حدیث تکراری و گویا بی سرانجام شده است. امیدواریم که این گفته‌ها را جایی به گوش جان بشنوند. بحث دیگرم در باره رفتارهایی است که بعضا با ناشران می‌شود و برخی از آنها از حضور در نمایشگاه محروم می‌شوند. حضورناشران در نمایشگاه کتاب و ارتباط رو در رو با مخاطب هم حق ناشر است و هم حق مخاطب، آیا می‌توان از تحقق آن جلوگیری کرد؟

هر قدر ناشران کمتری در نمایشگاه شرکت کنند، دست و پای مخاطب را می‌بندیم و او به بخشی از خواسته‌هایش نمی رسد. همچنین ناشران به دلیل مشکلات توزیع کتاب در کشور روی نمایشگاه حساب باز می‌کنند و محروم کردن آنهااز حضور در نمایشگاه درست نیست. البته محدودیت فضای نمایشگاه اجازه نمی‌دهد همه ناشران به فضای دلخواه‌شان دست یابند. تعیین متراژ غرفه هر ناشر ضوابطی دارد و دست‌اندرکاران نمایشگاه باید بر اساس آن عمل کنند این که یک نفر بخواهد حکم صادر کند و آن حکم قابلیت فرجام خواهی نداشته باشد، نوعی دیکتاتوری است.

شما در نمایشگاه بیستم تجربه‌ای از این دست را پشت سر گذاشتید که برخی ناشران قصد تحریم آن را داشتند. آن بحران پشت سر گذاشته شد و این روزها ماجرای جدیدی از حذف و تعلیق ناشران مطرح شده است.

در آن دوره اقدماتی انجام شد؛ ولی فضای ذهنی ما این بود که اختیار با خود ناشران است که شرکت کنند یا نکنند. در نهایت با پا در میانی شورای شهر و پیگیریهای آقای خادم زمان ثبت نام را تمدید کردیم. مبنای‌مان این نبود که رفتارهای سیاسی و خارج از حوزه نشر افراد را در نمایشگاه کتاب دخالت دهیم. هر تصمیمی که ما می‌گیریم باید شفاف‌سازی شود. البته اگر ناشری بر اساس قانون متخلف شناخته شده طبیعی است که اجازه حضور در نمایشگاه را نداشته باشد ولی باید جرم او محرز باشد. قانون باید شفاف و مشخص و قابل دسترس باشد. این مسائل نباید به رابطه ناشر با معاونت فرهنگی ارتباط داشته باشد. اگر ناشری حرفی زده که رسانه‌ای شده و حالا مدیری خوشش نیامده است، این نباید معیار محرومیت باشد. البته شنیدم که می‌گویند قرار است با ناشران با رأفت اسلامی رفتار شود. اول باید بدانیم که رأفت اسلامی را می‌شود در حوزه حقوق شخصی مطرح کرد نه حقوق عمومی. اگر ناشری مثلا به محوطه غرفه همسایه‌اش تعرض کرده است. نمی‌توان با رأفت اسلامی با او رفتار کرد. چون او حق دیگری را ضایع کرده است.

فارغ از مساله مکان نمایشگاه، فکر می‌کنید در چه صورت می‌توان نمایشگاه کتاب بهتری داشت؟

اولین نکته این است که جای ناشران در نمایشگاه از یک سال قبل معلوم باشد تا بتوانند برنامه‌ریزی کنند. همچنین باید فضایی فراهم شود که ناشران حرفه‌ای بتوانند با طرف‌های داخلی و خارجی مذاکره کنند. افراد جامعه برنامه نمایشگاه را از قبل بدانند تا با برنامه‌ریزی قبلی در نشست‌های تخصصی شرکت کنند. بایدهایی که ما را به نمایشگاهی بین‌المللی و استاندارد نزدیک می‌کند، روندی بلند مدت است و هر سال می‌توان یک یا چند هدف را محقق کرد. نمایشگاه کتاب باید متولی دائمی داشته باشد نه این که افرادی که شغل دیگری دارند، در نزدیکی زمان نمایشگاه بیایند و نمایشگاه برگزار کنند.

زمانی موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی همین وظیفه را برعهده داشت.

قرار بود در موسسه ی نمایشگاه‌های فرهنگی دبیرخانه‌ای دائمی برای نمایشگاه کتاب داشته باشیم، ولی به دلایلی اصلا طومار مؤسسه در هم پیچیده شده و مسؤولیت نمایشگاه کتاب به خانه کتاب سپرده شد که اساساً وظایف دیگری دارد. اگر مؤسسه را نمی خواستیم، تعطیلش می‌کردیم نه این که ماهها بدون سرپرست رها شود تا در نهایت هم وزیر برای آن مدیر عامل تعیین کند. اینها همه نشان دهنده مشکلات مدیریتی است. این مسائل سلیقه «من» نبوده است که چون من نیستم، کس دیگری بگوید سلیقه‌ام ایجاب می‌کند این گونه نباشد. بودجه بیت‌المال امانتی است در دست ما که اگر در این دنیا هم در باره آن از ما سؤوال نشود، در آن دنیا باید جوابگو باشیم.

شما از موافقان برپایی نمایشگاه کتاب در شکل فعی هستید که بیشتر فروشگاه کتاب است یا فکر می‌کنید این ساختار باید تغییر کند؟

سال ۸۸ آقای کیائیان سرمقاله‌ای منتشر کردند و در آن تاکید کرده بودند بهتر است نمایشگاه به شکل نمایشگاه باشد؛ ولی من به عنوان کارشناس کتاب معتقد بودم این کار به نفع ناشر و مخاطب نیست. نمایشگاه کتاب لندن (که صرفا محل مبادله ی رایت و حق نشر است،)در کشوری با زیرساخت‌های متفاوت از ما برگزار می‌شود. در آنجا نمایشگاه کتاب جایگزینی برای کمبود ویترین کتاب نیست. همان سال موضوع را با ناشران در میان گذاشتیم که ۹۹ درصد آنها با این طرح مخالفت کردند. همچنین بسیاری از مراجعه کنندگان هم نمایشگاه را بهترین محل برای خرید کتاب می‌دانند. به همین دلیل فکر می‌کنم در وضع موجود شیوه فعلی پذیرفتنی است ولی باید محلی داشته باشیم که کارنامه نشر سال در معرض دید عموم قرار گیرد. این اتفاق در دوره‌های مختلف رخ داده است؛ ولی شنیده می‌شود برخی دوستان که تازه مسؤولیتی گرفته‌اند، فکر می‌کنند خودشان این کارها را ابداع کرده‌اند و مثلا بازدید خبرنگاران از مراحل آماده‌سازی مصلی را کاری مبدعانه می‌دانند. در حالی که این برنامه در دوره های قبل هم بوده است. یا غرفه حضرت زهرا(س) که قبلا تجربه شده است.بحث کارنامه وسای نشر هم حالا تبدیل به سالن یاس شده است که صرفا نمایشگاه است.

به عنوان آخرین پرسش در همان سالها چه فرصت‌هایی فراهم می‌شد که شما می‌توانستید مدیریت بهتری بر نمایشگاه داشته باشید؟

ما طرح و برنامه‌های فراوانی داشتیم؛ ولی به دلیل این که برای آماده‌سازی مکان نمایشگاه باید اقداماتی خارج از وظایف‌مان انجام می‌دادیم آن برنامه‌ها محقق نشد و من افسوس آن را می‌خورم. مسؤولیتهای اصلی به جای این که در اختیار متخصصان عرصه ی فرهنگ باشد، در اختیار کسانی است که ساخت و ساز و سخت‌افزار نمایشگاه را مهیا می‌کنند. برخی افرادی که در حال حاضر در نمایشگاه مسؤولیتهای کلیدی و ویژه دارند، با حوزه نشر و کتاب آشنایی ندارند و بعضا سالهاست کتاب نخوانده‌اند. در حالی که اگر مکان نمایشگاه و سخت‌افزارهای آن مهیا باشد می‌توانیم کارها را به دست افرادی بسپاریم که متخصص هستند تا روی محتوا تدبیر کنند.

بازنشر در«www.mohsenparviz.ir»

۹۱/۲/۲۶

انجمن قلم خواهان حضور نماینده‌ای آشنا به مباحث فرهنگی در مجلس است

خبرگزاری فارس/ محسن پرویز گفت:اشکالی که در مجلس در دوره‌های مختلف به چشم می‌خورد، این است که ما از برخی صنوف تقریبا نماینده‌ای در مجلس نداریم و فردی هم نیست که از آن حوزه سر درآورده و آشنای آن حوزه باشد، از جمله در بحث هنرمندان این اتفاق تکرار می شود.

محسن پرویز رئیس هیئت مؤسس انجمن قلم در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب‌‌ و ادبیات خبرگزاری فارس اظهار داشت: انجمن قلم مدتی پیش از انتخابات در واقع موضوعی را تحت عنوان «ناهمگن بودن نمایندگان مجلس» مطرح کرد.به گفته پرویز، اشکالی وجود دارد؛ قاعدتا باید در مجلس از همه صنوف حضور داشته باشند و حداقل نمایندگان گروه‌های مختلف و صنوف مختلف باید در مجلس باشند و یا حداقل افرادی که به مسایل مختلف کشور آشنا هستند، دست کم چند نماینده‌ در مجلس داشته‌ باشند.

این مقام مسؤول ابراز داشت: اشکالی که در مجلس در دوره‌های مختلف به چشم می‌خورد، این است که ما از برخی صنوف تقریبا نماینده‌ای در مجلس نداریم و فردی هم نیست که از آن حوزه کاملا سر درآورده و آشنای به مسائل جزئی آن حوزه باشد، از جمله در بحث هنرمندان این اشکال به چشم می خورد. برای رفع این نقیصه پیش از انتخابات هم انجمن قلم مکاتبه‌ای انجام داد، ولی اهتمام خوب و مطلوبی به این موضوع صورت نگرفت و تنها آقای حداد عادل در یک سخنرانی اشاره‌ای کردند به این که نباید مجلس از حضور هنرمندان خالی باشد؛ اما آن هم زمانی بود که فرصت ثبت نام برای کاندیداهای مجلس تمام شده بود و در بین نامزدها هم چهره‌های توانمند مقبول و شناخته شده ی حوزه‌های مرتبط با هنر را (مگر در حد استثناء ) نمی‌دیدیم.

پرویز تاکید کرد: در هیات مدیره انجمن قلم چندبار در باره ی این موضوعات صحبت کردیم و ضمن پرهیز از ورود به مسایل جزیی عرصه سیاست و این که انجمن تبدیل به مجموعه‌ای شود که صرفا یک گرایش سیاسی را (از بین افرادی که خود را به نوعی سرباز انقلاب و ولایت می‌دانند) دنبال کند و بخشی از یکی از این گرایشات بشود، بحث حمایت از چهره‌های مثبت و شاخصی که ممکن است در بین کاندیداها وجود داشته باشند و از اعضای انجمن باشند، مطرح شده بود.

رئیس هیئت مؤسس انجمن قلم بیان کرد: در حال حاضر در میان نامزد‌های موجود که به دور دوم از تهران راه یافته‌اند، نام «مجتبی رحماندوست» وجود دارد که تعدادی از هنرمندان و اهالی قلم هم به صورت جداگانه از وی حمایت کرده‌اند.

وی ادامه داد: آقای دکتر رحماندوست از چهره‌هایی است که در دوره‌ای هم عضو هیات مدیره انجمن قلم بوده و تشخیص کلان دوستان این است که حضور ایشان در مجلس می‌تواند مفید باشد و شاید بخشی از نقصی که در حال حاضر در مجلس وجود دارد - که افراد هنرمند شناخته شده، مرتبط با حوزه قلم، هنر و کسانی که اهل هنر مکتوب هستند در بین نمایندگان دیده نمی‌شوند - در این فضا و این شرایط، به نظر می‌رسد که حضور آقای رحماندوست در مجلس می‌تواند تا حدودی آن خلا و جای خالی را پرکند؛ علی‌الخصوص که ایشان از جانبازان انقلاب بوده و به نوعی در دوران پس از انقلاب اعتقاد خود را به انقلاب اسلامی و خدمتگذاری برای مردم و پایبندی‌ خود را به ولایت و اصول اعلام شده از سوی مقام معظم رهبری ثابت کرده‌اند.

(خبرگزاری فارس/فرهنگی - کتاب و ادبیات/شماره : ۱۳۹۱۰۲۱۲۰۰۰۹۴۹/۹۱/۰۲/۱۲ - ۱۴:۴۰)

باز نشر در « www.mohsenparviz.ir  »: ۹۱/۲/۱۲

 

بی توجهی به کتاب های کتابخانه ملی تعمدی است

| بدون نظر

بی‌توجهی به کتاب های کتابخانه ملی با توجه به ویژگی خاص اینگونه تخریب میراث مکتوب کشور و وجه تفاوت آن نسبت به وقایع مشابهی که در سایر کتابخانه های عمومی کشور و جهان رخ می دهد، تعمدی است.

محسن پرویز سخنگوی انجمن ادبی قلم در گفتگو با خبرنگار حوزه ادب باشگاه خبرنگاران با اشاره به تعمدی بودن نوع تخریب کتاب های محفوظ در کتابخانه ملی افزود: تخریب کتاب در تمامی کتابخانه ها و به دلیل بی احتیاطی مخاطبان دیده می‌شود اما تخریب کتاب های کتابخانه ملی ایران با توجه به شدت قابل مشاهده، تعمدی به نظر می رسد.

وی به انتشار خبر تخریب کتاب های کتابخانه ملی بریتانیا در گذشته نه چندان دور اشاره کرده و افزود: برای جلوگیری از این شدت تخریب کتاب در کتابخانه های ایران نیازمند اصلاح فرهنگ کتاب و کتابخوانی در داخل کشور هستیم.

سخنگوی انجمن ادبی قلم خاطرنشان کرد: کتاب های کتابخانه ملی به مثابه سرمایه ملی ما بوده و هرگونه تخریب آن ها لطمه ای به سرمایه های ملی کشور است.



بازنشر در www.mohsenparviz.ir
۱۳۹۱/۰۲/۱۰

۵ هزار ناشر غیر فعال در کشور وجود دارند

| بدون نظر

اعظم طیرانی: دراغلب کشورها حوزه نشر به دو بخش دولتی و خصوصی تقسیم می شود و نگاه ها در این دو بخش متفاوت است، به طوری که عده ای این دو بخش را مباین و مغایر و برخی نیز این دو بخش را هم افزای یکدیگر می دانند.

به طور حتم اقتصاد در حوزه نشر یکی از مهمترین عوامل رشد و توسعه محسوب می‌شود که البته جدا از اقتصاد کشور نیست و با هم در ارتباطند، به گونه ای که اگر در اقتصاد کشور ساماندهی خوبی صورت گیرد، در حوزه کتاب هم مؤثر خواهد بود، اما در بازار رقابت محصولات انتشاراتی (رقابت بین بخش خصوصی و بخش دولتی) رقابتی نابرابر حاکم است که نمی توان گفت اقتصاد کشور تاثیری یکسان بر بخشهای خصوصی ودولتی خواهد داشت.زیرا ممکن است با ایجاد تحولات مناسب دراقتصاد کشور به بخش دولتی، بنیانهای مالی و بازار پولی مستحکمی تزریق شود که بخش خصوصی از آن بهره مند نخواهد شد.بنابراین در یک نگاه واقع بینانه، می توان گفت، حوزه نشردولتی امکانات و ظرفیتهایی دارد که این امکانات در اختیار نشر خصوصی نیست .

معاون سابق امور فرهنگی وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی نیز در مقایسه بخش خصوصی و بخش دولتی در حوزه نشر می گوید: انتشارات سوره مهر که اکنون وابسته به حوزه هنری تبلیغات اسلامی است، ۱۲سال قبل در مغازه ای کوچک فعالیت داشت که مغازه وی محل فروش آثار سایر انتشاراتی ها بود و به لحاظ اقتصادی دچار رکود شده بود، اما اکنون طی سال چندین هزار جلد کتاب منتشر می‌کند، البته عوامل مختلفی در این مسأله تأثیر دارد که از جمله آنها توانایی مدیریتی خود ناشر است اما وابستگی به دولت نیز در این مهم بی تأثیر نیست .

دکتر محسن پرویز می افزاید: دانش وتوانایی ناشران در حوزه، نشر و داشتن توان اقتصادی و تجربه عملی در این حوزه از جمله مواردی است که باید تمام ناشران اعم از دولتی و خصوصی از آن برخوردار باشند.وی یاد آور می شود: در سطح کشور ۹ هزار ناشرمجوز فعالیت در حوزه مذکور را کسب کرده اند درحالی که تنها حدود چهارهزار نفر آنان فعال می باشند که از این تعداد نیز دو هزار نفر در حد قابل قبول ۴۰۰ نفر (ناشر خصوصی ودولتی ) به صورت حرفه ای کار می کنند.

گرانی کتاب ارتباطی با ناشران خصوصی ندارد

دکتر پرویز در خصوص تأثیرعملکرد بخش خصوصی درافزایش قیمتهای کتاب و حوزه نشر می گوید: اگر ما بازار آزاد نشر داشته باشیم که افراد بتوانند در آن بازار آثارشان را منتشر کنند، طبیعی است که نوعی رقابت بین بخش خصوصی ایجاد می شود و کسی در این بازار رغبت نمی کند که تولیدات خود را گران تر از قیمت واقعی عرضه کند، زیرا عرضه محصولات با قیمت غیر واقعی به از دست دادن مشتری و جذب آنان توسط سایر ناشران منجر خواهد شد. بنابراین، گرانی کتاب ارتباطی با ناشران خصوصی ندارد.البته ممکن است ناشران دولتی با توجه به اینکه از سوی دولت یارانه دریافت می کنند، در برخی مواقع کتابها را پایین تر از قیمت تمام شده عرضه کنند، اما آن بدین معنا نیست که ناشران بخش خصوصی کتابها را گران تر از قیمت واقعی و تمام شده آن عرضه می کنند.وی در خصوص تفاوت عملکرد ناشران حرفه ای بخش دولتی وبخش خصوصی می گوید: عمده ترین تفاوت ناشران مذکور در مدیریت آنهاست، زیرا ناشران بخش خصوصی به این مسأله اشراف دارند که اگر کتابی که چاپ می شود به فروش نرسد به طور حتم به خواب سرمایه و رکود اقتصاد آنان منجر خواهد شد، درحالی که ناشران بخش دولتی چنین دغدغه ای ندارند.

وی تصریح می کند: ناشران دولتی در انتخاب آثار به فروش آن توجه چندانی ندارند درحالی که فروش آثار برای ناشران بخش خصوصی بسیار حایز اهمیت است .

انتشار آثار کم ارزش ،آسیبی جدی برای نشر

نویسنده کتاب «پرستوهای مهاجر» با اشاره به اینکه رویکردهای ناشران بخش دولتی و ناشران بخش خصوصی با هم متفاوت است خاطر نشان می کند :عملکرد ناشران بخش دولتی علاوه بر اینکه دارای جنبه مثبت است و ممکن است برخی از کتابهای مورد نیاز جامعه بدون در نظر گرفتن ظرفیت فروش و سود ده بودن آنها به چاپ برسد (مانند کتابهای تخصصی که مخاطبان خاص دارد)،اما جنبه منفی آن نیزاین است که در برخی مواقع با مدیریت افراد کم تجربه ممکن است آثار کم ارزشی منتشر شود که این مسأله آسیبی جدی برای حوزه نشر کشور محسوب می شود؛ در حالی که در بخش خصوصی چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

به اعتقاد دکتر پرویز، اگر شرایط برای رقابت بخش دولتی و بخش خصوصی ایجاد شود، به دلیل استفاده بخش دولتی ازبودجه دولت این مسأله به ورشکستگی بخش خصوصی منجر خواهد شد.

وی در خصوص اهمیت حمایت دولت از بخش خصوصی می گوید: اگر دولت بخواهد از ناشران بخش خصوصی حمایت کند، باید این حمایت صرفا معطوف کتابهایی باشد که در بخش خصوصی گرایش به چاپ آنها کم است وسود ده نمی باشد.

موفقیتهایی که به دست نمی آید

مدیرانتشارات تیمورزاده نیز می گوید: با اجرای «اصل ۴۴ قانون اساسی» و بازتاب آن در جامعه، دولت درحوزه هایی موفق تربوده است که نقش نظارتی دارد و کار توسط بخش خصوصی انجام می شود .دکتر فرهاد تیمورزاده می افزاید: در حوزه کودک و نوجوان نیز به رغم اینکه انتشارات کانون و مدرسه آثار بسیار خوبی منتشر می کنند، بخش خصوصی نیز عملکرد قابل قبولی داشته است. به طوری که اگر دولت این بخش را مانند سایر حوزه های نشر به بخش خصوصی واگذار کند، بخش مذکور به خوبی آن را اداره خواهد کرد.البته در مواردی نیز این موفقیت به دلیل دخالتهای برخی از ناشران دولتی حاصل نشده است، زیرا بازگشت سرمایه برای ناشران بخش دولتی چندان حایز اهمیت نیست، از همین رو، در برخی مواقع با استفاده از امکانات ویژه دولتی تعادل بازار را برهم زده و حوزه نشر را با مشکل مواجه می سازند .

وی با بیان اینکه دربرخی حوزه ها نظیر حوزه های پزشکی بار اصلی نشر بر دوش ناشران بخش خصوصی است می گوید: در اغلب مواقع ناشر دولتی قوی ای در این حوزه ها وجود ندارد، به طوری که در حال حاضر ۹۵ درصد انتشار و تولید کتابهای پزشکی توسط بخش خصوصی انجام و تنها ۵ درصد آن توسط ناشران دولتی منتشر می شود.

به گفته وی، اگر بخواهیم شاهد تحول و شکوفایی در حوزه نشر باشیم، باید به بخش خصوصی اهمیت بیشتری داده و خصوصی سازی را در این حوزه پررنگ تر کنیم تا به واسطه این تحول نگاه حرفه ای تری در مجموعه نشر ایجاد شود.

نگاه حکومتی وزارت ارشاد بر حوزه نشر

وی با ابراز گلایه ازاینکه طی سالهای اخیر نگاه مجموعه دولتی به حوزه نشربه نگاه حکومتی شبیه شده است اظهار می دارد: اگر دولت نقش نظارتی بر حوزه نشر داشته باشد و اصول و قواعد را تحت نظارت خود قراردهد بخشی از محدودیتهای حوزه نشر برطرف واین حوزه توسعه خواهد یافت، زیرا اگر موانع کار تولید کنندگان از سر راه آنان برداشته شود، تولید ملی، حمایت از کار وسرمایه ایرانی نیز تحقق می یابد و پیامدهای مثبت آن (پیامدهایی که مد نظر مقام معظم رهبری بوده است) در جامعه آشکار خواهد شد.

انتهای خبر/ قدس آنلاین / کد خبر: ۴۲۸۸۰

خراسان - مورخ دوشنبه ۱۳۹۱/۰۲/۰۴ شماره انتشار ۱۸۱۰۱
نویسنده: ندائی - رضوانی‌نیا

 

درحالی که کمتر از ده روز به آغاز برپایی یکی از بزرگ ترین و معتبرترین نمایشگاه های بین المللی کتاب در دنیا باقی مانده است، پس از سال ها و وعده های بسیار هنوز این عظیم ترین رویداد فرهنگی ایران صاحب جا و مکان خاصی نشده است، و امسال نیز هم چون چند سال قبل در فضای معنوی و البته قابل قبول مصلای تهران، برگزار می شود. نمایشگاه بین المللی کتاب تهران که امسال بیست و پنجمین دوره آن برگزار می شود، طی ربع قرن فعالیت چنان اعتبار و جایگاهی پیدا کرد که توانسته میلیون ها بازدید کننده و صدها ناشر خارجی و هزاران ناشر داخلی را به سوی خود جذب کند و نزد کتاب دوستان و اهالی فرهنگ هم به مهم ترین پاتوق فرهنگی ایران تبدیل شود.

دکتر محسن پرویز که خود در مقام تصدی معاونت فرهنگی ارشاد پنج دوره مسئولیت برگزاری نمایشگاه کتاب تهران را بر عهده داشته است، این نمایشگاه را یکی از مهم ترین عوامل رونق مطالعه در ایران می شمارد و بر این باور است که این نمایشگاه در رونق فرهنگ مطالعه پس از انقلاب نقش اساسی داشته است.

مهم ترین و بزرگ ترین رویداد فرهنگی سالانه کشور

دکتر محسن پرویز در گفت وگو با خراسان با اطمینان خاطر، نمایشگاه بین المللی کتاب تهران را مهم ترین و بزرگترین رویداد فرهنگی سالانه کشورمی داند و می گوید: «گرچه برپایی این نمایشگاه در طی ۲۴ دوره برگزاری با فراز و نشیب های فراوانی همراه بود، اما همواره این نمایشگاه جایگاه خود را به عنوان مهم ترین رویداد فرهنگی کشور حفظ کرده است.

البته این مهم ترین به معنای بی عیب و نقص بودن این رویداد فرهنگی نیست زیرا از جنبه ها و ابعاد مختلف می توان نمایشگاه کتاب تهران را بررسی و تحلیل کرد.»

اعداد و ارقام اعلام شده دقیق نیست

وی در اعداد و ارقام اعلام شده درباره میزان خرید کتاب از نمایشگاه کتاب تهران که سال گذشته این عدد ۱۷۰میلیارد تومان اعلام شد تردید می کند و آن را تقریبی و غیردقیق می داند و می افزاید: «حدود بیست تا سی درصد گردش مالی کتاب کشور هر ساله اردیبهشت ماه در نمایشگاه کتاب تهران رخ می دهد که این شامل دو بخش است یکی به خرید مردم مربوط می شود و دیگری هم به خرید ناشران به خصوص ناشران کوچک شهرستانی و یا توافقات و قرارهای مالی ناشران مربوط است که در نمایشگاه رخ می نماید یعنی نمایشگاه فرصتی را در اختیار آنها قرار می دهد تا مثل عموم مردم کتاب های موردنیاز خود را از نمایشگاه کتاب تهیه کنند و یا قرار آن را بگذارند. بنابراین اعدادی که اعلام می شود صرفا خرید مردم نیست بلکه خرید و یا قرار و مدارهای ناشران را هم شامل می شود که با درنظرگرفتن این نکته، اگر گردش مالی سالانه کتاب در کشور در سال های اخیر حدود ۶۰۰میلیارد تومان باشد، پایه ریزی مبادله ی حدود ۱۲۰ تا ۱۸۰ میلیارد تومان آن در نمایشگاه کتاب رخ می دهد که اقسام مبادله و قرارداد مربوط به مبادله کتاب را هم دربرمی گیرد.

نقاط قوت یکی از بزرگ ترین نمایشگاه  های کتاب جهان

معاون سابق فرهنگی وزیر ارشاد به برخی نقاط قوت نمایشگاه کتاب تهران که موجب شده این نمایشگاه در جهان مطرح و پرآوازه باشد اشاره و خاطرنشان می کند: فضای این نمایشگاه حدود ۱۲۵ هزار مترمربع است که البته این عدد مربوط به فضای مسقفی است که غرفه ها در آنها قرار دارد و گرنه مساحت کل نمایشگاه که شامل فضای بیرونی هم می شود بیش از این هاست که این وسعت نمایشگاه موجب شده نمایشگاه کتاب تهران به یکی از بزرگ ترین نمایشگاه های کتاب جهان تبدیل شود.

تعداد بالای بازدیدکنندگان نیز از نقاط قوت این نمایشگاه است که باز در جهان کم نظیر و حتی می توان گفت بی نظیر است که واقعا از این جهت این نمایشگاه قابل تفاخر است.

ضعف سیستم توزیع

وی با بیان این که « گرچه آمار بالای بازدیدکنندگان و رقم بالای خرید کتاب در نمایشگاه کتاب تهران ، از نقاط مثبت این نمایشگاه محسوب می شود اما از سویی ضعف جدی توزیع کتاب را هم نشان می دهد »، می گوید: به دلیل شبکه توزیع نامناسب کتاب در کشور، مردم و حتی ناشران و کتابفروشان، مجبور می شوند هرساله نیازهای خود را از نمایشگاه کتاب تهران تهیه کنند و این امر نشان می دهد ما هنوز پس از سال ها در سیستم توزیع کتاب مشکلات جدی داریم و راهکارهای مناسبی برای این موضوع نیندیشیده ایم.

مهم ترین عامل رونق مطالعه در ایران

پرویز در پاسخ به این سوال که چگونه با وجود برپایی نمایشگاه با شکوه کتاب تهران که در سطح دنیا کم نظیر محسوب می شود و همچنین آمار بالای بازدیدکنندگان و میزان بالای خرید مردم از این نمایشگاه، باز هم ما با معضل پایین بودن آمار مطالعه در کشور مواجه هستیم، می گوید: «جامعه ما در زمینه مطالعه با مشکلات عدیده ای روبه روست و فرهنگ ما در این زمینه اشکالات اساسی دارد که برپایی نمایشگاه کتاب تهران آن هم با ویژگی های کم نظیر موجب شده تا حدودی از مشکلات ما در این عرصه کاسته شده ومردم با فرهنگ مطالعه و کتابخوانی آشنا شوند. من یقین دارم که اگر نمایشگاه کتاب تهران با این ویژگی ها برپا نمی شد، وضعیت مطالعه در سطح جامعه ما به مراتب اسفناک تراز شرایط فعلی بود و می توان گفت مهم ترین دستاورد این نمایشگاه آشناکردن مردم با فرهنگ مطالعه بوده است و اگر نمایشگاه بین المللی کتاب هرساله برگزار نمی شد، وضعیت نشر کشور بسیار بدتر از شرایط کنونی و مشکلات ما در این زمینه، به مراتب بیشتر بود. من اعتقاد دارم پس از انقلاب مهم ترین عاملی که مردم را تا حدی با کتاب و مطالعه آشنا کرده و باعث رونق مطالعه در کشور شده برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بوده است. تداوم برپایی نمایشگاه کتاب ما را در شرایط فعلی نگه می دارد و برای بهبود وضعیت مطالعه و بالارفتن آمار مطالعه باید در کنار برپایی نمایشگاه کتاب راهکارهای دیگری را نیز اندیشید و کاربردی کرد.»

ضرورت برپایی پاتوق های دائمی کتاب

این نویسنده کشور به برخی از راهکارهایی اشاره می کند که باعث می شود به غیر از زمان برپایی نمایشگاه کتاب تهران باز هم وضعیت کتاب و بازار نشر در کشور رونق داشته باشد. وی در این زمینه معتقد است: «اگر نمایشگاه کتاب تهران از جنبه فروشگاهی خارج شده و جنبه نمایشگاهی صرف داشته باشد، خیلی از ناشران کشور به لحاظ مالی مشکلات عدیده پیدا می کنند. بنابراین اگر می خواهیم به رونق کتاب در جامعه افزوده شود، باید علاوه بر نمایشگاه کتاب تهران، پاتوق های دائمی کتاب در کشور برپا شود نه آن که جنبه فروشگاهی نمایشگاه را حذف کنیم.»

نمایشگاه های دائمی کتاب در باغ کتاب

وی با اشاره به این که حدود سال های ۸۲ و ۸۳ برنامه ریزی هایی شد تا در شهر تهران پاتوق دائمی کتاب برپا شود، در این باره توضیح می دهد: «آن زمان مقرر شد حدود ۵۰هزار مترمربع از تپه های عباس آباد تهران درمجاورت کتابخانه ملی کاربری فرهنگی یابد و در آن فضایی با عنوان «باغ کتاب» ساخته شود. آن زمان، نظر کارشناسان حوزه کتاب این بود که در این باغ به عنوان پاتوق  دائمی کتاب، در طول سال نمایشگاه های تخصصی دائمی کتاب همراه با نشست های تخصصی برگزار شود. به عنوان مثال در طول یک ماه نمایشگاه کتاب کودک و نوجوان همراه با نشست های تخصصی برپا شود و مردم و کارشناسان حوزه مربوطه از سراسر کشور از این نمایشگاه بازدید کنند. درحال حاضر، ساخت باغ کتاب، با اهتمام جدی شهرداری تهران، مراحل پایانی خود را طی می کند و با افتتاح آن، گامی بلند در جهت رونق کتابخوانی در کشور برداشته می شود و ما شاهد یک دستاورد نو در زمینه کتاب خواهیم بود.

باز نشر در «  www.mohsenparviz.ir »: ۹۱/۲/۵

 


محسن پرویز، معاون فرهنگی سابق وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، با اشاره به آسیب‌های موجود در نقد پژوهش‌های دینی، گفت: متأسفانه نقد ادبی در جامعه علمی ما جایگاه چندانی ندارد. دلایل ایجاد چنین روندی را می‌توان از وجوه مختلف مورد بررسی قرار داد که یکی از این موارد، عدم استقبال نویسندگان و پژوهشگران از نقد و بررسی آثار است

وی با بیان اینکه تعدادی از نقدهای ارائه شده در سال‌های اخیر از مؤلفه‌های علمی پیروی نمی‌کنند، یادآور شد: از جمله دلایل رکود نقد در میان دانشگاهیان و نویسندگان، عایدی اندک نقد برای منتقدان است. منظور از بهره تنها از نظر اقتصادی نیست، بلکه از نظر فرهنگی نیز برای منتقد نفعی وجود ندارد. به عبارت روشن‌تر، آرای کارشناسان که حاصل بررسی و پژوهش منتقد بر اثر است، با بی‌مهری مواجه می‌شود؛ به همین دلیل نقد نه فقط برای منتقد ما عوایدی فرهنگی و اقتصادی ندارد، عوارضی را نیز به همراه دارد.

رئیس هیئت مؤسس انجمن قلم ایران با بیان اینکه نویسندگان توانمند علاقه چندانی به بررسی آثار خود ندارند، تصریح کرد: کم‌رونقی نقد در سال‌های اخیر سبب ورود برخی از نویسندگان کم‌تجربه به حوزه‌های مختلف شده است و از این رو، ما شاهد رونق کتابسازی در عرصه‌های مختلف علمی هستیم.

پرویز یادآور شد: البته نباید ارزش نقد را با بررسی آثار ضعیف در حوزه‌های مختلف پائین آورد؛ فقط آثاری ارزش نقد و بررسی را دارند که از معیارهای علمی پیروی کرده و حرفی برای گفتن داشته باشند. آثاری که با روش کتابسازی نوشته شده‌اند را با محاسبه سرانگشتی و نگاه نه چندان عالمانه نیز می‌توان تشخیص داد.

وی ادامه داد: مشکل اساسی ما در رواج کتابسازی و رونق انتشار آثار ضعیف، نداشتن مرکزی ذیربط و متولی در این باره است. به همین دلیل ضرورت تأسیس مرکزی به منظور ارزیابی و واکاوی آثار منتشر شده احساس می‌شود.

وی کتابسازی در عرصه پژوهش‌های دینی را خانمان‌سوز دانست و عنوان کرد: کتابسازی بلای خانمان‌سوز برای چاپ و نشر حوزه دین است و اگر رواج یابد، آسیب جدی به این حوزه وارد کرده و دیگر حوزه‌های فرهنگی را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. علاوه براین، رشد انتشار آثار نااستوار، رغبت به مطالعه اثر را نیز کم کرده و سلیقه مردم در انتخاب اثر را کاهش می‌دهد.

ممیزی، تنها راهِ مقابله با کتابسازی نیست

معاون فرهنگی سابق وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در رابطه با نقش ممیزی کتاب در کاهش این روند، گفت: فعالیت در این زمینه منحصر به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نمی‌شود، بلکه تمام مراکز و مؤسسات فعال در عرصه‌های مختلف فرهنگی باید مانع جدی‌ برای این روند باشند. به عنوان نمونه، مراکز مختلفی هستند که در عرصه‌های علمی و دینی فعالیت می‌کنند که می‌توانند قبل از انتشار اثر، آن را از منظر کیفی مورد ارزیابی قرار دهند.

به گفته پرویز، جشنواره‌های علمی مانند جایزه کتاب سال و جشنواره نقد کتاب می‌تواند به شرط بهره بردن از حضور استادان و پژوهشگران توانا در ارزیابی و بررسی آثار، مجال خوبی برای معرفی آثار ضعیف و شناساندن کتاب‌های شاخص باشد.

رئیس هیئت مؤسس انجمن قلم ایران در رابطه با همگام نبودن نظریه‌پردازی ادبی با تحولات ایجاد شده در ادبیات معاصر، تصریح کرد: واقعیت این است که نظریه‌پردازی در حوزه‌‌های مختلف نیاز به دانش کافی و پشتیبانی از دانشمندان آن حوزه‌ها دارد. مشکلی که در این حوزه داریم انفکاک دانشگاه‌ها و رشته‌های مرتبط با واقعیات جامعه و آثاری است که به روز منتشر می‌شود.

وی افزود: نظریات علمی و ادبی معمولاً توسط پژوهشگرانی ارائه می‌شود که هم به پیشینه آن حوزه آشنایی دارند و هم روند مباحث علمی آن حوزه را پیگیری می‌کنند. اگر بخواهیم نظریات ادبی مبتنی بر آثار منتشر شده امروز جامعه صادر شود، نیازمند آگاهی استادان دانشگاهی با وضعیت و روند ادبیات معاصر است و این موضوع مهم کمتر اتفاق می‌افتد.

پرویز، به روند پژوهش در دانشگاه‌ها اشاره و عنوان کرد: روند پایان‌نامه و پژوهش‌های دانشگاهی نیز روند مناسبی را طی نمی‌کند. وقتی پایان‌نامه‌های دانشجویی را بررسی می‌کنیم می‌بینیم که تعداد کمی از این آثار به بررسی ادبیات معاصر اختصاص دارد و بیشتر پژوهش‌های انجام شده با موضوعات تکراری و در حیطه ادبیات کلاسیک انجام می‌شود، از این رو نمی‌توانیم انتظار رونق نظریه‌پردازی و پژوهش در ادبیات معاصر را داشته باشیم.

وی در پایان تأکید کرد: ارائه نظریه ادبی، مبتنی بر انجام و ایجاد رویکرد پژوهش در حوزه‌های مختلف است. تا زمانی که پایان‌نامه و مقاله با رویکرد جدید در این حوزه تولید نشود، نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم اثر پژوهشی قوی‌ در حوزه‌های مختلف علوم تولید و ارائه شود.

 

بازنشر در «  www.mohsenparviz.ir »:۹۱/۱/۳۰

«پرستوهای مهاجر» به کتاب‌فروشی‌ها می‌آیند

| بدون نظر

محسن پرویز، نویسنده در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات باشگاه خبری فارس «توانا» در خصوص تازه‌ترین اثر زیر چاپ خود، بیان داشت: داستان‌های کوتاهی که در گذشته با موضوع «دفاع مقدس» با نگارش بنده به چاپ رسیده بود در قالب مجموعه‌ای مستقل منتشر می‌شود.

وی اضافه کرد: عنوان این اثر را «پرستوهای مهاجر» نامگذاری کردم که بزودی از سوی انتشارات «پیام عدالت» منتشر و به مخاطبان این عرصه، ارائه می‌شود.

پرویز با بیان اینکه کتاب «پرستوهای مهاجر» دارای حدود ۲۵ داستان کوتاه با موضوع دفاع مقدس است، ادامه داد: از عناوین داستان‌های این اثر می‌توان به «خاکریز»، «خاطره صبحگاه»، «آماده باش»، «در نیمه‌های راه»، «معبر»، «راهنما»، «سپیده صبح»، «لبخندی در سحر»، «تا صبح در باران»، «وقتی ابرها دور می‌شوند» و «در راه بازگشت» اشاره کرد.

معاون سابق امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود: همه داستان‌های کتاب «پرستوهای مهاجر» با موضوع دفاع مقدس است چراکه این اثر نمایانگر حضور، شور و اشتیاق رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس به مخاطبان است.

این نویسنده گفت: رزمندگان حاضر در داستان‌های بنده در واقع برآمده از رزمندگان در جبهه و جنگ تحمیلی بوده و ملهم از واقعیت جبهه و جنگ است و در هیچ یک از داستان‌ها خاطره مستقیمی از یک شهید بیان نشده است.

وی اضافه کرد: در یکی از داستان‌های کتاب «پرستوهای مهاجر» صحنه شهادت شهید «مهدی خندان» که معاون تیپ عمار بود و تقریباً به شکل ایستاده در پشت سیم‌های خاردار توپی بلندی که عراقی‌ها به دور مواضع خودشان در ارتفاعات کانیمانگا کشیده بودند، ترسیم شده است.

پرویز ادامه داد: حروف چینی کتاب «پرستوهای مهاجر» به اتمام رسیده و به دلیل گران شدن کاغذ هنوز منتشر نشده است اما در آینده نزدیک منتشر می‌شود ولی به بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران نمی‌رسد.

 

نمایشگاه کتاب؛ مسؤول زنده نگه داشتن حوزه نشر

| 1 نظر

مرجع : سایت خبری جوان آنلاین

گزارشگر : محمدصادق عابدینی

تا کمتر از یک ماه دیگر، نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران وارد ۲۵ سالگی خودش می‌شود و در مقام مقایسه یک انسان ۲۵ ساله در اوج انرژی و فعالیت است، اما نمایشگاهی که امسال وارد ربع قرن فعالیت خود می‌شود تا چه میزان دارای شور و انرژی است؟

یک جوان ۲۵ ساله برای آینده خود برنامه‌ریزی می‌کند و حتی آرمان‌گرایانه فکر می‌کند، اما تا چه میزان یک نمایشگاه بین‌المللی ۲۵ ساله توانسته اهدافی را برای خود در نظر بگیرد و چه تلاشی برای رسیدن به اهداف احتمالی خود دارد؟ به نظر می‌رسد نمایشگاه کتاب بیشتر از اینکه انسانی روشنفکر، پرشور و حرارت و دارای اهداف متعالی باشد، بیشتر آدم خوش‌گذران، باری به هرجهت و پشت هم انداز است. دلیل این کار را می‌توان در این دید که طی ۲۵ سالی که از شروع به فعالیت این نمایشگاه گذشته و عنوان دهن پرکن «بین‌المللی» را یدک می‌کشد چه تأثیری بر بالا بردن میزان مطالعه کشور داشته است؟

در زمانی که بیشتر افراد جامعه ما به سختی آخرین کتابی را که مطالعه کرده‌اند به یاد می‌آورند، برگزاری سالانه نمایشگاه کتاب بیشتر جایی است برای گذران اوقات فراغت، تفریحات سالم و خوردن تنقلات.

طی چند روز گذشته بهمن دری، معاون وزیر فرهنگ و رئیس بیست و پنجمین جشنواره نمایشگاه بین‌المللی کتاب، اعضای ستاد برگزاری نمایشگاه را معرفی نمود، این ستاد اعلام کرده که «بیست و پنجمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بیش از پیش در جهت اعتلای فرهنگ کتاب و کتابخوانی و رضایت مردم فرهنگ دوست کشورمان گام بردارد»، البته این تحکم در گفتار تا رسیدن به عمل راهی طولانی را در پیش دارد که با توجه به زمان باقی مانده و نحوه فعالیت دست‌اندر‌کاران نمایشگاه به نظر نمی‌رسد از این میان آبی گرم شود. نمونه این عدم کارایی را می‌توان در تارنما (سایت)ی رسمی نمایشگاه دید، با آنکه یک ماه دیگر نمایشگاه آغاز به فعالیت خواهد کرد، هنوز این سایت اعلامیه‌ها و اخبار دوره بیست‌و‌چهارم را نشان می‌دهد. احتمالاً بسیاری از دانشجویانی هم که گذرشان به این سایت می‌افتد، از دیدن اعلامیه دریافت بن خرید کتاب که مربوط به دوره قبلی است، داغ دلشان تازه می‌شود، چون گویا قرار نیست به خاطر جلب«رضایت مردم فرهنگ دوست کشورمان» امسال بن کتاب در اختیار دانشجویان و طلاب قرار گیرد و آنها مجبورند در این وانفسای گرانی کتاب، منابع پژوهشی و کتب مورد نیاز خود را با زحمت بیشتری تهیه کنند.


محسن پرویز برای اهالی کتاب و مطالعه آدم شناخته شده‌ای است؛ کسی که علاوه بر نویسندگی و داشتن دستی بر قلم، معاونت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را بر عهده داشته و خود مسئولیت برگزاری نمایشگاه را بر عهده داشته است. شاید یکی از کسانی که بتواند به خوبی در مورد چند و چون برپایی نمایشگاه بین‌المللی کتاب اضهار نظر کند، شخص محسن‌پرویز باشد. پرویز در گفت‌و‌گو با «جوان» بحث نمایشگاه کتاب را بسیار مفصل تر و پیچیده تر از بحث کتابخوانی دانست و گفت: نمایشگاه تهران در اصل مسؤول زنده نگه داشتن حوزه نشر کشور است. پرویز معتقد است که چیزی حدود یک پنجم تا یک چهارم حجم تبادلات اقتصادی حوزه کتاب کشور در نمایشگاه کتاب تهران صورت می‌پذیرد، چه خرید‌های مستقیم و چه درخواست‌های تأمین کتاب.

معاون سابق وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه متأسفانه در حوزه کتاب و برپایی نمایشگاه کتاب، سیاست پایدار و مشخصی وجود ندارد، افزود: این عدم ثبات باعث شده که نتوانیم از تمامی ظرفیت‌های جشنواره کتاب استفاده کنیم، ما نیازمند یک برنامه‌ریزی بلند مدت و یک نهاد پایدار برای مدیریت نمایشگاه هستیم.
رئیس سابق نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران یکی از مشکلات عمده این نمایشگاه را فقدان یک محل مناسب برای برگزاری آن دانست و گفت: زمانی که بنا بر اضطرار قرار شد نمایشگاه بین‌المللی به مصلای نیمه ساخته تهران انتقال پیدا کند، تصور بر این بود که این انتقال موقتی و تا پیدا کردن مکانی مناسب است. اگر به اخبار آن زمان بازگردیم می‌بینیم که در آن موقع اخباری مبنی بر انتقال نمایشگاه بین‌المللی تهران به شهر آفتاب (محلی در نزدیکی حرم امام خمینی (ره)) مطرح شد و شهردار تهران با اعلام مخالفت با انتقال نمایشگاه به مصلی، اعلام کرده بود که از سال آینده نمایشگاه بین‌المللی در شهر آفتاب برپا خواهد شد، اما این مکان، به دلیل ناهماهنگی بین دولت و شهرداری، هنوز هم آماده نیست و احتمالا به علت تامین نشدن بودجه، کار جلو نرفته است. آن زمان، نمایشگاه موقتا و تا ساخت محل مناسب، به مصلی انتقال یافت.

پرویز افزود: پس از آن نیز دولت اعلام کرد قرار است مکانی در شهر پرند به نمایشگاه اختصاص یابد اما از آن هم خبری نشد. هم اکنون هم بحث «باغ کتاب» مطرح است که به همت شهرداری در تپه‌های عباس آباد ایجاد شده و احتمالاً در آینده نزدیک به بهره‌برداری می‌رسد. «باغ کتاب» مکان خوبی است اما فضای آن حدود ۴۰ هزار متر مربع است و این فضا تقریباً یک سوم نیاز نمایشگاه بین‌المللی را پاسخگو است و یا باید باز سازه های موقتی بر پا کرد و یا از این محل برای نمایشگاههای تخصصی استفاده کرد.

شعر، یکی از عرصه‌های خیلی خوب هنر انقلاب است

| بدون نظر

محسن پرویز معتقد است، یکی از عرصه‌های خیلی خوب هنر انقلاب، شعر است و در این عرصه هنرمندان متعهد و به معنای واقعی هنرمند انقلابی پیدا کرده‌ایم.

به گزارش خبرگزاری مهر، محسن پرویز، نویسنده و فعال فرهنگی با اشاره به این که شهید آوینی در تبیین و نشر هنر انقلاب اسلامی نقش ویژه و مثبتی داشته است، عنوان کرد: انتخاب روز هنر انقلاب اسلامی در سالروز شهادت مرتضی آوینی انتخاب مناسبی است. البته سالروز هنر انقلاب می‌توانست با روز شروع فعالیت‌های حوزه هنری نیز همزمان باشد.

او گفت: هنر انقلاب اسلامی با پیروزی انقلاب شکل گرفت و اگر این انقلاب به ثمر نمی نشست شاهد این هنر متعهد نبودیم ضمن اینکه هنر انقلاب در برخی زمینه‌ها رشد خیلی خوبی داشته و تاثیر گزاری مناسبی بر مخاطب داشته است.

پرویز با بیان این که بخش‌های مختلف هنری در هنر انقلاب اسلامی پا به پای هم پیش نرفته‌اند، گفت: به طور مثال یکی از عرصه‌های خیلی خوب هنر انقلاب شعر بوده است و در این عرصه هنرمندان متعهد و به معنای واقعی هنرمند انقلابی پیدا کرده‌ایم و اشعاری که سروده شده است قابل تامل، قوی و تاثیرگذار است. البته در برخی از ژانر‌های ادبی مانند خاطره‌نویسی، زندگینامه‌نویسی و ژانرهای خاصی که در دفاع مقدس متولد شده آثار خوبی عرضه شده  و رشد خوبی پیدا کرده است که هر کدام خواص خودش را دارد و باید در موضع خاص خودش بررسی شود.

سخنگوی انجمن قلم ایران، حوزه هنری را خط مقدم هنر انقلاب دانست و افزود: تعریف هنر انقلاب بدون حوزه هنری امکان‌پذیر نیست و یکی از افراد شایسته و صاحبنظر که از آغاز به کار حوزه در این نهاد فعالیت داشته، امیرحسین فردی است.

پرویز درباره تعریف هنرمند انقلابی نیز گفت: در جنگ تحمیلی، رزمندگانی حضور داشته‌اند که به پیروی از شهید گمنام کربلا حتی اسم خود را روی پیراهنشان نمی‌نوشتند و برایشان مهم نبود که اسمی از آن‌ها باقی بماند و هنرمند انقلاب نیز باید کسی باشد که به جای آن که بخواهد نام خود را مطرح کند، انقلاب اسلامی را اشاعه دهد و معرفی کند.

بازنشر در «  www.mohsenparviz.ir »: ۹۱/۱/۱۶

به گزارش سرویس فرهنگی پانا، محسن پرویز معاون فرهنگی سابق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه کتاب «پایی که جا ماند» از زاویة دیگری به جنگ و اسارت و سختی‌هایی که رزمندگان ما متحمل شده‌اند پرداخته است، اظهار داشت: این اثر مکمل دو کتاب «دا» و «نورالدین، پسر ایران» است.

پرویز درباره کتاب «پایی که جا ماند»، خاطرات سیدناصر حسینی‌پور گفت: بعد از اینکه این کتاب را خواندم به نظرم رسید که ما با نوع جدیدی از ادبیات دفاع مقدس مواجهیم که پیش از این با کتاب‌هایی همچون «دا» و «بابانظر» و... متولد شده بود و هنوز ادامه دارد.

وی افزود: این ژانر ادبی اکنون به بلوغ رسیده که درخورِ توصیه و توجه است.در اصل، شیوة روایت این کتابها چیزی بین خاطره و داستان است. به هر حال، اگر برای این کتاب‌ها تبلیغات خوبی صورت گیرد، قطعاً مخاطبانْ استقبال خوبی از این دست کتاب‌ها خواهند کرد.

این نویسنده در ادامه اظهار داشت: کتابِ «پایی که جا ماند» را می‌توان مکمّل دو کتاب «دا» و «نورالدین، پسر ایران» دانست؛ این سه گانه، هر یک از زاویه ای دفاع مقدس را در مقابل چشمان مخاطب می گذارند. در یکی نقش زنان تصویر شده، در دیگری به بلوغ معنوی رسیدن در جبهه به نمایش گذاشته شده و در سومی همین امر در جهان اسارت نمایش داده شده است.

کتاب «پایی که جا ماند» خاطرات خودنوشت سیدناصر حسینی پور که دی ماه سال ۹۰ و با حضور سیدمهدی خاموشی؛ رییس سازمان تبلیغات اسلامی، محسن مومنی شریف؛ رییس حوزه هنری و نمایندگان استان کهکلیویه و بویراحمد رونمایی شد، تولید دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری است که انتشارات سوره مهر آن را در ۷۶۸ صفحه، قطع رقعی و با بهای۱۴۰۰۰ تومان منتشر نموده است.

 

بازنشر در «  www.mohsenparviz.ir »: ۹۱/۱/۱۵

نظر های اخیر

  • یک دوستدار نمایشگاه : باسلام. دوست عزیز کار نمایشگاه خرابتر از این حرفهاست. بیخیال ادامه
  • صادق : با عرض سلام یک بسته کاغذ از بهترین مارک از ادامه
  • دانشجو : ممنون از لطف بسیار شما. ایام به کام ادامه
  • دانشجو : با سلام و تشکر از استاد گرامی. لطفا اسلاید های ادامه
  • محمد منفرد : سلام حدود یک ماه و نیم پیش چند بسته کاغذ ادامه
  • دانشجو : اسلایدای جلسه ششم رو هم میشه لطف کنید بذارید متشکرم ادامه
  • دانشجو : باتشکر از محضر استاد اگر امکان دارد اسلاید باقی جلسات ادامه
  • دانشجو : استاد تعدادی از اسلایدهایی که سر کلاس نشان دادید دراین ادامه
  • یه دانشجوی دیگه! : با تشکر از شما استاد گرامی ادامه
  • نامشخص : با سلام. خدا الهی آقای دری را خیر بدهد که ادامه
             
   

دیگران نوشته‌اند