مدیر کاروان ما اعتقادی به حاشیه ها نداشت . این را از همان ابتدایی که با هم روبرو شدیم ، یادآور شد . آن قدر اعتقادش به متن و دوری از حاشیه ها زیاد بود که اضافه بر تکرار موضوع در سخنرانی ها و گفتگو های عمومی ، در دیدارهای خصوصی هم یادآور می شد . « فقط متن ؛ به حاشیه ها نپردازید!» این، شعار اصلی او بود و خودش هم کاملاً به آن معتقد و پایبند بود . آن قدر موضوع مهم بود که یکی از همسفران این جمله را با خط خوش نوشت و جلوی اتوبوس چسباند! اولش نمی فهمیدم که متن کجاست و حاشیه کجا . شاید تا آخر سفر هم خوب نتوانستم بین متن و حاشیه تفکیک کنم ! به صورت خیلی اجمالی فهمیده بودم که از نظر او زیارت امامان علیم السلام متن است و بقیه ی امور حاشیه؛ ولی همین تفکیک کلی متن و حاشیه هم زیاد کارساز نبود!
وقتی که با زحمت زیاد توانستم پول سفر را جور و در کاروان ثبت نام کنم، با خود وخانواده قرار گذاشتیم که سختی های سفر را به جان بخریم. تاکیدات مدیر کاروان هم مهر تاییدی بود بر قول و قراری که باهم گذاشته بودیم .
فرزند کوچک و پدر و مادر پیری که همراهم بودند ، باعث شد تا مسیر هوایی را برای سفر انتخاب کنم تا مشکلات کمتری داشته باشیم و بهتر بتوانیم به متن بپردازیم .
مقصد اول ما فرودگاه شهر نجف بود . در پرواز حاشیه ای نداشتیم ؛ همه اش متن بود؛ یک متن دلپذیر! پرواز کمتر از یک ساعت ونیم طول کشید ؛ انگار از شهری در داخل کشور به شهری دیگر می رفتیم . حاشیه ها از هتل نجف آغاز شد ! هتل که نبود ؛ اسمش هتل بود ! مسافرخانه ای بود شبیه مسافرخانه های قدیم ناصر خسرو با اتاق های کوچکی که جای نفس کشیدن نداشت و بدتر از آن محل هتل بود ، وسط کوچه ای که دستفروش ها جنس نو و دست دوم می فروختند ومردها هم با ترس و لرز از کنارشان رد می شدند ، چه رسد به زن ها و بچه ها ! با فاصله زیادی از حرم . یکی از هم کاروانی ها با ناراحتی به مدیر کاروان گفت « آخر آقا جان؛ ما پول بیشتر دادیم تا هتل مناسب داشته باشیم و راحت بتوانیم به زیارت برویم.»
پاسخ مدیر کاروان منطقی بود : «ببین برادر اگر بخواهی به حاشیه ها بپردازی، از متن باز می مانی . حاشیه را رها کن؛ به متن بپرداز.»
یکی دو نفر دیگر از هم کاروانی ها هم که دست از حاشیه بر نمی داشتند ، وارد مجادله با مدیر کاروان شده بودند ولی بقیه ، کلید اتاق ها را گرفته و رفته بودند تا آماده ی زیارت شوند .
حاشیه پردازان مشغول بحث با مدیر کاروان بودند که کاروان دیگری هم وارد هتل شد. از همان ابتدای ورود معلوم بود که اهل حاشیه اند ! با دیدن وضعیت هتل ، شروع کردند به پیگیری تغییر هتل ! ظاهراً همه شان حاشیه پرداز بودند، چون هیچ کدام وارد اتاق نشدند . دیگر در لابی هتل جای تکان خوردن نبود.
نباید فرصت را از دست می دادیم. «خائفاً یترقّب» با خانواده از میان دستفروش ها عبور کردیم و پیاده خودمان را به حرم رساندیم و مشغول زیارت شدیم .
در زیارت مسجد کوفه هم با فراموش کردن حاشیه ها ، به توصیه ی مدیر کاروان، در یک گوشه نشستیم و به جای آن که دور مسجد بچرخیم و هر نماز و دعایی را در مقام خاص خودش به جا آوریم، همه ی اعمال مسجد را در همان گوشه انجام دادیم! عزممان برای دوری از حاشیه ها آن چنان جدی بود که حتی خواب ماندن مدیر کاروان و ناهماهنگی در تهیه ی اتوبوس (که از زیارت مسجد سهله بازمان داشت)، باعث نشد تا به حواشی بپردازیم!
هتل مان در کربلا باز هم با هتل کاروان حاشیه پردازان یکی بود . هتل بدی نبود . مسیر، سرراست و فاصله اش تا حرم، کوتاه بود . برخلاف نجف، می شد هر ساعتی به زیارت رفت. حاشیه پردازان، هتل شان را در نجف عوض کرده و به یک هتل نزدیک حرم رفته بودند و شب و روز به زیارت رفته بودند؛ برخلاف ما که نتوانسته بودیم در ساعت های تاریکی هوا از هتل خارج شویم. البته این استراحت های ناخواسته باعث نشده بود تا قبراق و سرحال باشیم و با وجود استراحت زیاد، به دلیل فاصله مان با حرم، وقتی به کربلا رسبدیم، خستگی نجف هنوز در تنمان مانده بود!
تلاش ما برای پرهیز از حاشیه ها تا آنجا ادامه داشت که به دلیل شلوغی کاظمین در ایام کاظمیه و بعد مسافت و دردسرهای سفر سامرا، از زیارت امامان هفتم و نهم و دهم و یازدهم علیهم السلام صرف نظر کردیم!
وقتی از سفر برگشتیم، خوشحال بودیم که با پرهیز از پرداختن به حاشیه ها به خوبی از عهده ی متن سفر برآمده ایم! این خوشحالی باعث شد تا همسفران لوح تقدیری هم برای «مدیر کاروان بی حاشیه ترین سفر عتبات عالیات» تهیه و تقدیم کنند.
فردای برگشت از سفر به صورت اتفاقی یکی از حاشیه پردازان کاروان دیگر را دیدم . هم به کاظمین رفته بودند و هم به سامرا! خیلی از سفر راضی بود .حرف های او این تردید را در ذهنم ایجاد کرد که در این سفر متن کجا بود و حاشیه کجا؟! اما خیلی زود بر شیطان لعنت کردم و وقتی همکاران درباره ی سفر پرسیدند ، با افتخار گفتم: «بی حاشیه ترین سفر عتبات عالیات را پشت سر گذاشتیم و خیلی خوشحالم که تحت تاثیر حاشیه ها و حاشیه پردازان قرار نگرفتیم.»
نوشته شده در تاریخ ۱۲/۴/۹۰ - محسن پرویز www.mohsenparviz.ir
نظر های اخیر